حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - فقر معنوی
نادانی. این توجه است که عطش شدید فرو ننشستنی در بشر برای طلب علم و تکمیل عقل و معرفت ایجاد میکند. همان حرصی که جوینده مال و ثروت به صورت یک عطش شدید خاموش نشدنی پیدا میکند، عیناً در طالب علم و جوینده معرفت پیدا میشود.
داستانها از مردمان حریص در تواریخ و قصص آمده که حیرتانگیز است و آدمی در شگفت میشود که چگونه یک بشر تا این اندازه قلّاده حرص و طمع را به گردن خود میاندازد. نظیر همین داستانها از یک عده طالبان علم و معرفت در تاریخ به یادگار مانده است. نوشتهاند که حکیم و ریاضیدان معروف، ابوریحان بیرونی در بستر مرگ افتاده بود و ساعات آخر عمر خود را طی میکرد. در همان حال، فقیهی به عیادت وی آمد. ابوریحان با همه سنگینی و سختی مرض، هوشش کاملًا بجا بود و مشاعرش به خوبی کار میکرد. در همان حال فرصت را غنیمت شمرد و یک مسئله فقهی را طرح کرد. مرد فقیه در شگفت ماند و به وی گفت: این چه وقت مسئله پرسیدن و مذاکره علمی است؟! ابوریحان جواب داد: فکر میکنم اگر این مسئله را بدانم و بمیرم بهتر است از اینکه این مسئله را ندانم و بمیرم.
علم و فکر غذای روح است. آدمی باید به همان اندازه که درباره معاش خود فکر میکند درباره غذای روح خود نیز بیندیشد و همان مقدار مراقبتی که در غذاهای جسمی لازم و ضروری است، در غذاهای روحی نیز لازم و ضروری است. علی علیه السلام میفرماید:
چرا مردم اگر در شب تاریک آنها را بر سر سفرهای بنشانند، تا چراغ را روشن نکنند دست به غذا دراز نمیکنند و اما اگر بر سر سفره فکری بنشینند هیچ در اندیشه نمیشوند که چراغ عقل را روشن کنند تا با چشم بصیرت ببینند این غذای روحی که وارد روحشان میشود چه نوع غذایی است؟.
همان طوری که غذاهای جسمانی بعضی مقوّی و بعضی ضعفآور است، بعضی نشاطانگیز و بعضی سستیآور و بیحال کننده است، بعضی موجب