حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - صبر و ظفر
سیاه بافته شده است که قابل سفید شدن نباشد. گلیم بخت هرکس همان صفحه روح و آیینه قلب خود اوست. این صفحه، هم قابل سفید شدن و صیقل یافتن است و هم قابل سیاه شدن و تکدّر یافتن. علم و معرفت، ایمان و تقوا، مداومت بر عمل صالح این صفحه را سفید و صیقلی و نورانی میکند؛ جهل و خرافات و تعصبات و فسق و فجور آن را سیاه و تاریک میسازد. قرآن مجید در سوره دهر میفرماید: «ما بشر را آفریدیم از نطفهای که آن نطفه ترکیبی است از استعدادات مختلف» همه گونه استعداد در آدمی هست. همه گونه راهی به روی او در این جهان باز است. او آزاد و مختار آفریده شده است و این خود اوست که باید راه راست را تشخیص بدهد و درست عمل کند و سقوط نکند.
برخی دیگر از مردم که در جستجوی وسیله ظفر و موفقیت هستند این قدر میفهمند که به یک عامل موهوم و غیرواقعی تکیه نکنند، تکیه خود را روی عوامل موجود میاندازند ولی در میان عوامل موجود، خود را فراموش میکنند و فقط دیگران را به حساب میآورند، چشم طمع به دیگران دارند، میخواهند پارتی و توصیه همواره کارشان را روبراه کند. داستان این اشخاص داستان همان فردی است که ماری بر سکویی خفته دید و گفت: «دریغ از مردی و سنگی.» چیزی را که به حساب نمیآورند همان شخصیت خودشان است. فکر نمیکنند که در همان جامعهای که آنها در آن زندگی میکنند و معتقدند که جامعه فاسدی است، کمال و لیاقت بیاثر است و تنها توصیه و پارتی است که اشخاص را بالا و پایین میبرد، در همان جامعه بالاخره مردم دو دستهاند: یک دسته، آنها که با توصیه بالا میبرند و یک دسته آنها که با توصیه بالا میروند. پس بالاخره در همان جامعه نیز یک عده- ولو عده قلیل- وجود دارند که مستقل و متکی به خود میباشند و دیگران متکی به آنها میباشند. پس اگر صحیح است که در آن جامعه تا این حد پارتی و توصیه