حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام
ترک دنیا و زهد و ورع و توجه کلی به آخرت و تذکر موت و مغتنم شمردن ایام عمر است. سخنان حضرت در این زمینه الهام بخش تنزّه و پاکی و حقیر شمردن زخارف و زیورها و زینتهای دنیاست؛ مادیات را در نظر حقیر و کوچک میکند و ارزش معنویات را به مقیاس بزرگی بالا میبرد. سیّد رضی در مقدمۀ نهج البلاغه میگوید: از مختصات امیرالمؤمنین یکی این است که وقتی که آدمی غرق در مواعظ و سخنان زاهدانه اش میشود گمان میکند این کلمات را کسی گفته که جز از زهادت و ترک دنیا نصیبی نداشته، گوشۀ عزلت و کنج خانه را اختیار کرده و یا مثل راهبها در غاری و دامن کوهی دور از همه چیز و همه کس زندگی کرده، احساساتی و افکاری جز همین نوع افکار بر روحش مسلط نیست. آدمی باور نمیکند که اینها را مردی گفته که در عین حال یک سرباز دلیر میدان جنگ است و قسمتی از عمر خود را در زد و خورد با خونخواران و گردنکشان گذرانده است. میگوید: این جمع بین اضداد از مختصات عجیب امیرالمؤمنین است و من مکرر این موضوع را با دوستانم در میان میگذارم و آنها هم مانند من در عجب میمانند.
موضوع دیگری که در این کتاب زیاد مورد عنایت امیرالمؤمنین است، موضوع حقوق اجتماعی و عدالت و مساوات و مبارزه با ظلم و ستمگری و تجاوز است. در بسیاری از کلمات خود روی این موضوع عنایت بالخصوصی به خرج داده. همان طوری که خودش در عمل مجسمۀ عدل و مساوات بود، در کلماتش هم ظهور و بروز دارد. در عمل آنقدر در این راه کوشش میکرد که قوی و ضعیف نمیشناخت و میگفت: قوی در نزد من ضعیف است تا وقتی که حقی را که پامال کرده از او پس بگیرم و ضعیف در نزد من قوی است تا وقتی که حق سلب شدۀ او را برای او بگیرم. آنجا که پای عدالت و حقوق بود دیگر نه فرزند میشناخت و نه برادر و نه خویشاوند و نه دوست و نه هیچ کس دیگر. در