حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام
شد. مروان گفت: وَ اللّهِ لاَِقامَةٌ عَلی خَطیئَةٍ تُسْتَغْفَرُ اللّهَ مِنْها اَجْمَلُ مِنْ تَوْبَةٍ تُخَوَّفُ عَلَیْها یعنی ادامۀ تو بر گناه و بعد استغفار کردن، از توبهای که روی تهدید مردم و تسلیم به خواستههای مردم باشد بهتر است.
بالاخره روز به روز بر مشکلات امر افزوده شد تا عثمان کشته شد. مردم مدینه، آنهایی که از دست مظالم عمّال و حکام گذشته به تنگ آمده بودند بالاتفاق آمدند و از علی علیه السلام خواستار قبول زعامت شدند و به قدری اصرار و ازدحام و اظهار رضایت کردند که خودش میفرماید: چیزی نمانده بود فرزندانم زیر دست و پای مردم پامال شوند. در یکی از خطبههای نهج البلاغه میفرماید:
وَ بَسَطْتُمْ یَدی فَکفَفْتُها وَ مَدَدْتُموها فَقَبَضْتُها، ثُمَّ تَداککتُمْ عَلَیَّ تَداک الْاِبِلِ الْهیمِ عَلی حِیاضِها یَوْمَ وُرودِها حَتَّی انْقَطَعَتِ النَّعْلُ وَ سَقَطَ الرِّداءُ وَ وُطِئَ الضَّعیفُ وَ بَلَغَ مِنْ سُرورِ النّاسِ بِبَیْعَتِهِمْ اِیّایَ اَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغیرُ وَ هَدَجَ اِلَیْهَا الْکبیرُ وَ تَحامَلَ نَحْوَهَا الْعَلیلُ وَ حَسَرَتْ اِلَیْهَا الْکعابُ [١].
شما دست بیعت دراز میکردید و من به علامت اکراه دست خود را پس میکشیدم. شما دست خود را برای بیعت باز میکردید و من به عکس به علامت امتناع از قبول، دست خود را میبستم. ولع و تشنگی نشان دادید مانند شتران تشنه که به آب میرسند. ازدحام به قدری بود که کفشها از پاها و رداها از دوشها افتاد، ضعفا پامال شدند. مردم مدینه و کسانی که حاضر به بیعت بودند آنقدر اظهار خوشحالی و بهجت کردند تا آنجا که کودکان به پیروی از بزرگان غرق در شادی بودند، پیران
[١]. نهج البلاغه، خطبه ٢٢٩.