حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - توبه
ممکن نیست که بندهای واقعاً و حقیقتاً راه کج را که میرفته رها کند و به سوی راه راست و مستقیم بازگردد و از عمق باطن و روح خود به سوی خداوند بیاید- نه فقط به دلیل اجبار و اضطرار- و خداوند او را در جوار رحمت خود نپذیرد.
آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل میدهد، ندامت و پشیمانی از کار بد و تصمیم به ترک گناه است؛ چیزی که هست، ندامت و پشیمانی از گناه و تصمیم به ترک گناه دو نوع است؛ یک نوع پشیمانیها و تصمیمهای کاذب است که هر آدم خطاکاری هنگامی که با کیفر و چوب قانون مواجه میگردد پشیمان میشود و آرزو میکند کهای کاش آن عمل زشت را نکرده بود تا حالا این کیفر را نمیچشید.
هرکسی که کیفر را جلو چشم خود ببیند، در آن حال که کیفر را میبیند نمیتواند تصمیم به گناه بگیرد. خود همان شخص گناهکار در حین ارتکاب گناه اگر چشمش به کیفر میافتاد و آن را حاضر و آماده میدید، از همان اول مرتکب گناه نمیشد.
دیدن کیفر در جلو چشم و آنگاه ترک گناه چیزی شبه به اجبار و اضطرار و به منزله امری خارج از حد اختیار است. ترک گناه آنوقت توبه و تصمیم و اختیار محسوب میگردد که آدمی خود گناه را نقد و حاضر ببیند و کیفر گناه را نسیه و غایب بداند و آنگاه به ملاحظه کیفر آینده و یا به خاطر اجر و ثواب آینده و یا به ملاحظه احساس زشتی و پلیدی که در خود گناه میکند، از ارتکاب آن گناه منصرف گردد.
توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد؛ و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را میپذیرد. توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمیشود: یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد، و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود میگیرد صورت توبه دارد ولی