حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - ارزش سرمایه عمر
دیگران تجاوز نمیکنند و از خدا میترسند، ممکن نیست ده شاهی مال کسی را بخورند و تلف کنند و اگر احیاناً مال دیگری را تلف کردند از مال خودشان جبران میکنند، ولی همین اشخاص که اینقدر برای مال دیگران حرمت و حقوق قائلند، برای عمر دیگران حرمتی و حقی قائل نیستند؛ به خودشان حق میدهند به بهانهای وقت دیگری را تلف کنند، مثلًا خلف وعده میکنند. همه اینها دلیل است که ما به معنای کلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله توجه نداریم و از حکمت آن حضرت پیروی نمیکنیم که میفرماید: حرمت عمر و زمان بالاتر از حرمت مال است. اگر مال کسی را تلف کنیم میتوانیم از مال خودمان جبران کنیم، ولی آیا اگر وقت دیگران را تلف کنیم میتوانیم مقداری از عمر خود به او بدهیم؟.
علی علیه السلام میفرماید: ببینید به چه سرعتی روزها در ماهها و ماهها در سالها و سالها در عمر میگذرد. این سالها و ماهها و هفتهها و روزها قطعاتی است که از عمر ما جدا میشود و معدوم میگردد و قابل وصل و برگشت نیست؛ همان عمری که در لحظات آخر که مرگ ما فرا میرسد حاضریم تمام دارایی خود را بدهیم و یک سال دیگر بلکه یک روز و یک ساعت دیگر این دنیا را ببینیم و در آن یک روز و یک ساعت، فرصت از دست رفته را به دست آوریم و مافات را جبران کنیم. در قرآن کریم حال مردمان تفریطکار و عمر ضایع کن را بعد از مرگ چنین بیان میکند که آنها با التماس میگویند: خدایا ما را برگردان به دنیا تا با عمل صالح، گذشته از دست رفته را جبران کنیم. جواب میرسد: دیگر این راه برگشت ندارد در احوال یکی از مردان خدا مینویسند که در خانه خود قبر خود را کنده بود و گاهی میرفت و در آنجا میخوابید و بعد به خود چنین تلقین میکرد که فرض میکنم من مردهام و التماس میکنم که مرا برگردانید به دنیا تا گذشته از دست رفته را جبران کنم و از گناهان توبه کنم، عمل