حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣ - بردگان و آزادگان
محدودیت ظاهری را بپذیرم و آن بند را بر گردن ننهم؛ رو کرد به درگاه خداوند متعال و گفت: «خدایا زندان در نظر من از آنچه اینها مرا به آن میخوانند محبوبتر است.»
در تاریخ شواهد زیادی هست از کسانی که از لحاظ قانون مالکیت، غلام و برده و مملوک بودند ولی از لحاظ روح و عقل و فکر در منتهای آزادی بودند. مگر لقمان حکیم که قرآن کریم سورهای به افتخار او و نام او اختصاص داده، برده و بنده نبود؟
در عین حال از لحاظ عقل و روح و اخلاق در منتهای آزادمنشی بسر میبرد. و شواهد زیادتری همیشه در جلو چشم خود میبینیم از کسانی که به حسب قانون مالکیت آزادند ولی اسیر و بردهاند، عقل و فکرشان برده است، روح و دلشان برده است، شهامت و اخلاقشان برده است. قرآن کریم میفرماید: «بگو زیان کرده واقعی آن کسانی هستند که خودشان را باختهاند و شخصیت انسانی خود را از دست دادهاند» اینکه کسی در صحنه زندگی جامه خود را ببازد یا خانه و مسکن خود را ببازد یا پول و ثروت خود را ببازد یا مقام اجتماعی خود را ببازد آنقدر مهم نیست که کسی شخصیت معنوی و انسانی خود را ببازد، حرّیت و شهامت خود را ببازد، شجاعت خود را ببازد، استقلال و مناعت خود را ببازد، صفا و صمیمت خود را ببازد، وجدان و قلب حساس خود را ببازد، عقل و ایمان خود را ببازد، روح استغنا و فتوّت خود را ببازد.
مردم همان طوری که علی علیه السلام فرمود دو دستهاند: یک دسته در بازار این جهان خود را میفروشند به پول و مقام و هوا و هوس و تجمل و مد و تقلید؛ و دسته دیگر در این بازار خود را خریداری میکنند و شخصیت واقعی و انسانی خود را باز مییابند، یک دنیا بزرگواری و عزت نفس و مناعت و شرافت و راستی و استقامت و عدالت و تقوا و حقیقت خواهی و ایمان و معنویت برای خود ذخیره میکنند، در این بازار