حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - نعمت زبان و نطق
را که از دین نیست جزء امور دین قلمداد کند و فکر مردم را از این جهت گمراه کند. یکی دیگر آدمهای دورو و دوزبان؛ در جلو روی یک نفر خودشان را دوست و صمیمی معرفی میکنند و در پشت سر طوری دیگر هستند، با هر دستهای که هستند میگویند ما جزء شما هستیم.
نیز علی علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند که فرمود: من از دو طایفه نسبت به امت خودم اطمینان دارم که از ناحیه آنها به امت من گزندی نمیرسد و نسبت به یک طایفه دیگر نگرانم و هرچه بر سر امت من بیاید از ناحیه این طایفه است. آن دو طایفه که من از ناحیه آنها مطمئنم یکی طبقه مؤمن خالص است و یکی طایفه کافر خالص. اما مؤمن خالص بدیهی است که همان ایمان وی کافی است که او را مانع شود از اینکه قدم بدی بر ضرر امت مسلمان بردارد. و اما کافر محض که هم باطنش کافر است و هم ظاهرش، از ناحیه او هم نگرانی نیست زیرا هر وقت کفر صریح با ایمان صریح- و باطل آشکار با حق آشکار- روبرو شود از ایمان شکست میخورد. و اما آن طایفهای که من از ناحیه آنها نگرانم مردمان منافق و دورو و دو زبان میباشند که در گفتار و در ظاهر مؤمن میباشند و در باطن خود کفر را مستور کردهاند، در ظاهر مانند گوسفند سلیم و در قفا همچو گرگ آدم خوار میباشند.
این زبان که بزرگترین نعمت الهی است موضوع بزرگتری گناهان نیز میباشد، زیرا نفاق و دورویی و دروغ و تهمت و غیبت و سخن چینی و دشنام گویی- که هرکدام از اینها یکی از گناهان کبیره به شمار میرود- ناشی از زبان است.
علی علیه السلام در دعا و مناجات با پروردگار میفرماید: خدایا مرا ببخش نسبت به آنچه به خودم وعده دادم که عمل کنم و بعد وفا نکردم، خدایا مرا ببخش نسبت به آن چیزها که با زبان به تو تقرب جستم ولی بعد قلب من با زبانم مخالفت کرد، خدایا مغفرت و بخشش خود را شامل