حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - لزوم همگامی کار و دانش
حق همگانی دانست. گمان نمیکنم کسی فی الجمله به منطق اسلام آشنا باشد و منطق این آیین مقدس را در مورد عمومیت وظیفه مقدس شغل داشتن و کار کردن ببیند و از طرف دیگر منطق این دین مقدس را در مورد اهمیت علم و اینکه این حقْ اختصاصی نیست و حق عموم مردم است بداند و کوچکترین شکی و تردیدی در مطلبی که گفته شد بتواند بکند. نه وظیفه کار کردن اختصاص به دستهای دارد و نه حق علم و دانش از مختصات دستهای دیگر است.
گذشته از همه اینها اسلام، علم و عمل، دانش و کار را به همکاری و همگامی یکدیگر دعوت کرد؛ از طرفی فرمود علم بدون عمل مانند درخت بیثمر است، فایده و ارزش ندارد، از طرف دیگر هنگام مقایسه عملِ توأم با علم و عمل بدون علم ارزش عمل توأم با علم را صدها برابر عمل بدون علم تعیین کرد.
کار، هر نوع کاری باشد، همینکه صحیح و لازم و وظیفه شد باید با دانش توأم شود تا ارزش و اثر زیاد پیدا کند.
مگر نه این است که بین کار و نیرو تناسب مستقیم است؟ نیروی بیشتر، کار بیشتر و عالیتر تولید میکند. و مگر نه این است که برای بشر، دانش بزرگترین منبع نیرو و قدرت است؟ قدرت عظیم انسان که جماد و نبات و حیوان و صحرا و دریا و فضا را مسخّر کرده، از منبع عظیم علم سرچشمه میگیرد. انسان ماشین نیست که قدرتش بستگی به میزان بخار و برق و حرارت داشته باشد، حیوان هم نیست که مانند اسب و فیل همه قدرتش همان باشد که در دست و پا و پشت اوست. قدرت بیشتر انسان قدرت فکری و مغزی است. به موجب این قدرت است که چنین تمدنی عظیم به وجود آورده، قدرتهای برق و بخار و قدرتهای عضلانی اسب و فیل و هر حیوان دیگر را به استخدام خویش درآورده است.
اگر کار از علم و دانش جدا شود حداکثر اثر و ارزش کار این است