حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨ - قلب سلیم
هرزگی روح و فکر و احساسات نباید غافل بود. آدم بیکار اگر غیبت نکند و به تعبیر قرآن کریم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بکند؟ روح آدمی نیز مانند معدهاش غذا میخواهد؛ اگر غذای کافی نرسید به هرچه رسید سدّ جوع میکند ولو با چیزی که مستقذر و مورد تنفر باشد. در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی دیده شده که افراد گوشت یکدیگر را خوردهاند. اگر به روح آدمی نوبت به نوبت- به طوری که این نوبتها قطع نشود- غذای کافی نرسد، یعنی چیزی که روح را سیر و راضی و قانع نگه دارد، چیزی که توجه روح را به خود جلب کند و اندیشهها و احساسات را متمرکز سازد، در این صورت روح گرسنه میماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی که مرده باشد تغذّی مینماید، یعنی غیبت میکند. زنانی که معمولًا در خانهها مینشینند و هیچ کاری ندارند، بیش از هر طبقه و طایفه دیگر به غیبت کردن مشغول میشوند چون بیش از هر طبقه دیگر از لحاظ روحی گرسنگی و بیغذایی میکشند. به هرحال آدم بیکار به انواع مفاسد اخلاقی و بیماریهای روانی و عصبی مبتلا میشود و زندگانیاش سیاه و تباه میگردد.
در قرن دوم تاریخ اسلام مردمی پیدا شدند که افکار منحرفی پیدا کردند. یکی از افکار منحرف آنها این بود که کار و فعالیت را منافی با تقوا و دیانت میدانستند. این دسته از مردم وقتی که میدیدند ائمه اطهار (علیهم السلام) کار میکنند و زحمت میکشند، زراعت و تجارت میکنند، حفر قنات و یا درختکاری میکنند، این کار را بر آنها عیب میگرفتند.
یک روز، گرمی هوای تابستان شدت کرده بود. آفتاب بر مدینه و باغات و مزارع اطراف مدینه به شدت میتابید. در همین حال یکی از این طبقه اتفاقاً به نواحی بیرون مدینه آمده بود. ناگهان چشمش افتاد به مرد فربه و درشت اندامی که معلوم بود در این وقت برای سرکشی به مزارع خود بیرون آمده و به واسطه فربهی و خستگی به کمک چند نفر که