حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥ - خداشناسی، پایه و اساس دین
دین به آن بدهد، خدا اجازه نمیدهد که فردی بیکار و بیعار در اجتماع بگردد و کلّ بر سایر افراد باشد، باری بر دوش اجتماع باشد و خودش باری از دوش کسی برندارد و آنگاه چنین وانمود کند که رضای خدا و دستور خدا و فرمان خدا همین است و بس.
آری، حرف اول دین خداشناسی است. الفبای دین خداشناسی است؛ همان طوری که اساس معلومات یک شاگرد مدرسه این است که قدرت خواندن کتاب در او پیدا شود؛ تا نتواند بخواند نمیتوان دروس مشکل طبیعی و ریاضی و ادبی را به او آموخت، و پایه اول خواندن که شاگرد استعداد خواندن پیدا کند این است که شاگرد حروف شناس شود، یعنی حروف زبانی را که با آن زبان تحصیل میکند تمیز دهد، پس اگر شاگرد از اول حروف شناس نشود قدرت خواندن در او پیدا نمیشود و اگر قدرت خواندن در او پیدا نشود هیچ درسی را یاد نخواهد گرفت.
در درس عملی و تربیتی و فکری دین، خداشناسی به منزله حروف شناسی دین است؛ اگر انسان خداشناس شد میتواند خط دین را بخواند، به مقصود دین آگاه شود و هدف دین را بشناسد؛ اگر حروف شناس نشد، کلمات دین را که همان دستورات دین است غلط خواهد خواند و غلط ترجمه خواهد کرد و کارش به آنجاها خواهد کشید که قرآن مجید نقل میکند، یعنی مرتکب هر کار زشت و هر ظلم و ستم خواهد شد و در پندار خود چنین معتقد خواهد شد که آنچه من میکنم عین رضای خداست و عین دستور دین خداست. لهذا علی علیه السلام فرمود: «اول دین و آغاز دین خداشناسی است.» ولی خداشناسی نسبت به دین در عین اینکه اول دین است وسط و آخر دین هم هست، همان طوری که خود ذات اقدس الهی در عین اینکه اول وجود است آخر وجود هم هست، با همه موجودات هست، محیط است بر همه موجودات. اگر انسان موحّد واقعی باشد کافی است