حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤ - خداشناسی، پایه و اساس دین
وجود داشته باشد مسئله محترم شمردن حقوق و حدود خود و دیگران است. اصل توحید اقتضا میکند که ما خداوند را عادل و حکیم و بینا بدانیم. خدای عادل حکیم هرگز دستور ظالمانه صادر نمیکند. خدای حکیم طبق نصّ قرآن مجید امر میکند به عدل یعنی رعایت حقوق دیگران و امر میکند به احسان یعنی به گذشت و فداکاری و فایده رساندن به دیگران. خدای عادل حکیم نهی میکند از کارهای زشت و پلید و از کارهایی که عقل آنها را قبیح و زشت و منکر میشمارد. خدای عادل حکیم نهی میکند از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران. ولی همیشه در گذشته و حال بوده و هستند و در آینده نیز به قیاس گذشته و حال خواهند بود کسانی که مرتکب فحشاها و زشتیها و ظلمها و تجاوزها میشدهاند و بعد هم ادعا میکردهاند که خدا اینطور دستور داده است. درسوره مبارکه اعراف میفرماید :
و چون کار بدی کنند عذر آورند که پدران خویش را اینچنین یافتهایم، گذشتگان ما اینطور عمل میکردهاند و ما بر راه و روش آنها هستیم. عذر دیگر که میآورند این است که دستور دین هم همین است، کار ما بر موازین شرعی و دینی منطبق است. توای پیغمبر به اینها بگو که خدا هرگز به کار بد امر نمیکند، چرا جاهلانه به خداوند نسبتهای دروغ میدهید؟.
مفاد این آیه این است که اگر اصل توحید این مردم درست بود و اگر خدا را به صفات علیا و اسماء حسنی شناخته بودند، اگر خدا را به عدل و حکمت و عنایت شناخته بودند، اگر میدانستند که در فیض و لطف خدا تبعیضی نیست، هرگز به این بدعت و این خرافه تفوّه نمیکردند، هرگز کارهای زشت خود را منطبق با موازین دینی فرض نمیکردند؛ اگر خدا را میشناختند میدانستند که خدا دستور ظالمانه نمیدهد، خدا نمیگوید یکی حق دیگری را پامال کند و محصول دسترنج او را بدون استحقاق بخورد و نام