حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام
این هماهنگی و شباهت و سنخیت که بین کلمات امیرالمؤمنین و کلمات رسول اکرم هست ناشی از همان همریشگی و هم اصلی است، از این است که امیرالمؤمنین در بوستان رسول اکرم شکفته و آب خورده و رشد کرده است و امیرالمؤمنین علاوه بر اینکه با رسول خدا قرابت نسبی دارد و همخون است، قرابت روحی و تربیتی دارد، دست پروردۀ شخص رسول اکرم است؛ نه تنها از تعلیمات رسول خدا استفاده کرده، بلکه مربی خصوصی و خانگی او شخص رسول خدا بوده. نهج البلاغه -که عرض کردم مجموعهای است از کلمات امیرالمؤمنین و سیّد رضی آنها را جمع کرده- گذشته از اینکه آیت فصاحت و بلاغت و سخنوری است و سیّد رضی -که خود مردی ادیب و شاعر بوده- به همین منظور آنها را جمع کرده و این نام را یعنی «نهج البلاغه» روی آن گذاشته، یک گنجینۀ نفیسی است از معارف اسلامی و بعد از قرآن بهترین اثری است که از اسلام در دست است. کلمات امیرالمؤمنین از همان صدر اسلام مورد عنایت و توجه دوست و دشمن بوده. حتی دشمنان و مخالفان آن حضرت -آنها که اهل فضل و ادب بودند- از توجه و ضبط و حفظ آنها نمیتوانستند خودداری کنند.
عبدالحمید، کاتب معروف وکاتب مروان بن محمد آخرین خلیفۀ اموی بود و اصلاً هم اهل شام است. این مرد ضرب المثل بلاغت و فصاحت و نویسندگی است تا آنجا که گفتهاند: بُدِئَتِ الْکتابَةُ بِعَبْدِ الْحَمیدِ وَ خُتِمَتْ بِابْنِ الْعَمید نویسندگی با عبدالحمید شروع شد و به ابن العمید ختم شد. وقتی که از عبدالحمید میپرسند: مَا الَّذی خَرَّجَک فِی الْبَلاغَة؟ چه چیز تو را به این بلاغت رساند؟ میگوید: حِفْظُ کلامِ الْاَصْلَع کلمات اصلع (یعنی علی) را حفظ کردم. این مرد -همان طور که عرض کردم- از نزدیکان امویهاست و اصلاً اهل شام است و در عین حال اقرار میکند که استاد من در این فن علی بن ابیطالب است.