حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - خصوصیات حق از نظر علی علیه السلام
جبران کند، لهذا بعد از آنکه خودش صاحب خانه و زندگی شد و عائله تشکیل داد، فرزند کوچک ابوطالب یعنی علی علیه السلام را از ابوطالب گرفت و متکفّل مخارج و تربیت او شد.
بعضی از مورخین نوشتهاند سال گرانی و سختی پیش آمد. رسول اکرم به دو نفر از عموهایش عباس و حمزه پیشنهاد کرد که چون ابوطالب تنگدست است و عائلهاش زیاد است، در کفالت عائلهاش شرکت کنیم. رفتند و از ابوطالب خواهش کردند. ابوطالب گفت: عقیل را برای خودم بگذارید، سایر فرزندان مرا هرکدام میخواهید ببرید. عباس طالب را و حمزه جعفر را و رسول اکرم علی را گرفتند و با خود بردند. این داستان به این صورت، بعید به نظر میرسد حقیقت داشته باشد، زیرا همه علی را در آن وقت طفل پنج ساله یا شش سالهای نوشتهاند و همه نوشتهاند که جعفر از علی ده سال بزرگتر بود و عقیل از جعفر ده سال بزرگتر بود و طالب از عقیل ده سال بزرگتر بود. بنابراین طالب در آن وقت مردی در حدود سی و پنج ساله و عقیل جوانی تقریباً بیست و پنج ساله و جعفر نورسی پانزده ساله بوده. باوری نیست مردانی در حدود سی و پنج ساله و بیست و پنج ساله احتیاج به کفالت داشته باشند. سن حمزه که در این نقل نامش آمده و همچنین سن خود رسول اکرم نیز در آن وقت در حدود سی و پنج سال بوده؛ یعنی با طالب که پسر بزرگ ابوطالب بوده تقریباً همسن بودهاند. بعضی دیگر از مورخین، از فرزندان ابوطالب نام طالب را در این قصه ذکر نکردهاند و همچنین از عموها نام حمزه را نیاوردهاند، همین قدر گفتهاند رسول اکرم این مطلب را با عمویش عباس در میان گذاشت و ابوطالب از تسلیم عقیل امتناع کرد و عباس جعفر را به خانۀ خود برد و رسول اکرم علی را. مطابق این نقل، عباس متکفّل جعفر بوده و مطابق نقل اول عباس متکفّل طالب شد. این تعارض هم بین دو نقل هست. علیهذا معلوم نیست این داستان اساسی دارد یا ندارد، خصوصاً اینکه