آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
انسان به حکم فطرت حق طلب است
کلمه «عقیده» که ما آن را به کار میبریم، از ماده «عَقْد» و «انعقاد» است. خیلی فرق است میان چیزی که انسان آن را از راه تفکر دریافته است و چیزی که صرفا به آن اعتقاد پیدا کرده بدون آنکه یک مبنای عقلانی داشته باشد و این اعتقاد بیشتر ریشه عاطفی پیدا کرده. اگر یک فکر و اندیشه در ذهن انسان پیدا شود و بعد با عواطف یا عادتهای انسان (یا چیزهایی نظیر عواطف و عادتها) گره بخورد، این فکر و اندیشه حالت انعقاد و بستگی و انجماد پیدا میکند. مثل بعضی چیزها که ابتدا به صورت یک ماده شُلی است، ولی مدتی که میماند سفت میشود، از سنگ هم محکمتر[١] .
این خودش مسئلهای است. آیا بشر چنین استعدادی را دارد که اگر دلیل روشن (بینه) برای او اقامه شود دست از عقاید بیدلیل خودش بردارد و دنبال آن بینه برود؟ بله، اصلا خدا انسان را این طور ساخته. خدا به انسان فطرت حق جو و حق طلب داده است. انسان به حکم فطرت حق جو و حق طلبش اگر با یک دلیل روشن و واضح و قانع کننده عقل مواجه بشود، با اینکه جدا شدن از عقیده سابق، سخت و مشکل است، ولی در عین حال به حکم دلیل روشن از آن دست برمیدارد. انسان چقدر فکرها و عقاید ابتدایی در دوران کودکی درباره مسائلی پیدا میکند، ولی بعد که معلوماتش زیادتر و مطالعاتش بیشتر شد و بینه برایش اقامه شد، خودش را تطبیق میدهد به آنچه که بینه و دلیل اقتضا میکند.
این است که قرآن برای بینه، اصالت و نیرو قائل است. این خودش
[١] . مانند گچ، كه اول كه آن را در آب میریزند شل است و بعد از مدتی سفت میشود و حالت تحجّر پیدا میكند.