آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
شَیءٌ لَطیفٌ. نه تنها شیء کثیف از او خارج نمیشود، شیء لطیف هم از او بیرون نمیآید. کالنَّفَسِ مثل نَفَس. وَ لاتَنْشَعِبُ مِنْهُ الْبَدَواتُ عوارض از او منشعب نمیشود کالسَّنَةِ وَ النَّوْمِ مثل خواب، چُرت؛ اینها هم چیزهایی است که از انسان صادر میشود و زایش میکند. وَ الْخَطْرَةِ یکدفعه چیزی در دل ما خطور میکند؛ قبلا نبود یکدفعه خطور کرد. این زایش است. وَ الْهَمِّ یکدفعه غصهای در ما پیدا میشود که قبلا نبود. این یک نوع زایش است، منتها در روح ماست. وَ الْ حُزْنِ وَ الْبَهْجَةِ اندوه در ما پیدا میشود، خوشحالی پیدا میشود. وَ الضِّحْک وَ الْبُکاءِ خنده نبود، پیدا میشود. خود همین خنده یک زایش است. وقتی ما میخندیم در واقع میزاییم، منتها نوع دیگری از زاییدن است. گریه خودش نوعی زاییدن است. وَ الْ خَوْفِ ترسیدن؛ انسان قبلا نمیترسید، یکدفعه خوف بر او مستولی میشود. باز یک چیزی از باطنش میزاید. وَ الرَّجاءِ امید. وَ الرَّغْبَةِ میل. وَ السَّأْمَةِ کسالت وملالت. وَ الْجوعِ وَ الشِّبَعِ گرسنگی، تشنگی و سیری.
«لَمْ یلِدْ» یعنی هیچ یک از این اشیاء، اعم از کثیف و لطیف و چیزهایی که بَدَوات میگویند یعنی ظهوراتی که از انسان میشود، از خدا زایش نمیکند و صادر نمیشود. پس معنی «لَمْ یلِدْ» تنها این نیست که خدا فرزند پیدا نمیکند، بلکه یعنی غصه هم در او پیدا نمیشود، چون غصه خودش نوعی زایش است. گرسنه هم نمیشود؛ خود گرسنگی نوعی زایش است. تشنه هم نمیشود؛ نوعی زایش است. خواب و چُرت برایش پیدا نمیشود؛ خود اینها نوعی زایش است. خنده و گریه برایش پیدا نمیشود؛ نوعی زایش است. نفس نمیکشد؛ نفس نوعی زایش است. فضولاتی از قبیل آب دهان و آب بینی ندارد؛ همه اینها نوعی زایش است. ذات او از قبیل ماده نیست که بالاخره یک چیزی از آن زایش