آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
میکنید، من شما را متذکر میکنم و شما من را متذکر میکنید. ]این، تواصی است.[ «حق» یعنی آن حقیقت ثابت، در مقابل باطل. قرآن راه انسانیت را که همان صراط مستقیم است، حق میگوید؛ یعنی چیزی که اوست حقیقت ثابت، و انسان اگر از آن راه برود درست رفته؛ غیر او باطل و پوچ است؛ غیر آن راه هر راهی بروی بیراهه و پوچ است و به جایی نمیرسد.
بنابراین مقصود از «حق» هر کاری است که انسان را به آن هدف و ایده میرساند؛ همان عملهای صالح، که عمل صالح هر کسی به حسب وظیفهاش فرق میکند. قرآن نمیگوید فقط ایمان و عمل صالح، بلکه میگوید در عین حال همیشه هر فردی به فرد دیگر که میرسد، او را به وظیفهاش تذکر بدهد؛ من شما را تذکر بدهم، شما من را. این یک مسئولیت مشترک و متقابل است که افراد یکدیگر را به وظیفه خودشان توصیه کنند، چون انسان به تنهایی نمیتواند در جامعه، ایمان و عمل صالح داشته باشد، بلکه باید محیط هم مساعد باشد. محیط را چه کسی باید مساعد کند؟ خود ما؛ خود ما وظیفه داریم همیشه محیط را مساعد نگه داریم.
ظاهرا در اثنا عشریه دیدم که پیغمبر اکرم مردم را تشبیه میکنند به افرادی که در یک کشتی سوارند ]و سرنوشت مشترک دارند. اگر یکی از آنها جای خود را سوراخ کند، بقیه نیز در معرض خطر قرار میگیرند. [اسلام به اصل «به من چه و به تو چه!» معتقد نیست. این حرفی که امروز به نام آزادی و به نام تسامح و تساهل میگویند «کسی نباید به عقیده و وظیفه کس دیگر کار داشته باشد، عیسی به دین خود موسی به دین خود» ]حرف درستی نیست. [اینها نمیدانند که ما اصلا جدا نیستیم؛ اگر ما واقعا میتوانستیم جدا باشیم این حرف درست بود، ولی ما از همدیگر