آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
است: دیگر از این بابت حرف نزنیم، چه میگوییم؟! از کجا میگوییم؟! از این مقوله سخن نگوییم، یک حرف دیگر بزنیم.
خدایی که خالق است و رب است، خدایی که از نظر زیستی «خَلَقَ الاِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ» است و از نظر فرهنگی رب انسان است و «اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الاِْنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ» است، انسان در مقابل این خدا چگونه باید عکسالعملِ عبودیت نشان بدهد؟ یک وقت میبینید که ]انسان در مقابل چنین خدایی طغیان میکند.[ مثل معروفی است[١] ؛ میگویند فلان کس گاهی از دروازه داخل نمیشود و گاهی از سوراخ سوزن هم رد میشود، یا میگویند با یک مویز گرمش میشود و با یک غوره سردش. این انسان که خدا به او تعلیم قلم کرده است و چیزهایی را که نمیدانسته به او تعلیم کرده، گاهی با یک استغنا، با یک داشتنِ مختصر، با چهار شاهی داشتن طغیان میکند.
معنی «طغیان»
«طغیان» یعنی چه؟ ماده «طغیان» در قرآن زیاد آمده است. لغتها اول در مورد امور طبیعی و محسوس به کار برده میشود (چون بشر، اول با آنها آشنا میشود) و بعد مجازا در مورد امور معنوی و روانی. اصل کلمه «طغیان» که در قرآن هم به کار برده شده (لَمّا طَغَا الْماءُ[٢] ) همان است که مثلا در مورد آب میگویند: «طَغَا الْماءُ» آب طغیان کرد. آب چگونه طغیان میکند؟ آب که واقعا طغیان نمیکند که روحیه آب روحیه انقلابی بشود و طغیان کند، بلکه وقتی در رودخانهای آبی بیش از ظرفیتش پیدا شود میگوییم طغیان کرد. همین آب اگر در یک رودخانه بزرگتر باشد هیچ
[١] . این مثلها خودش حكایت از چیزی میكند.
[٢] . حاقّه / ١١.