آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
بازی که تمام شد آن وقت میفهمد که کلاه و جُبّه و کفشی نیست. ثُمَّ کلّا سَوْفَ تَعْلَمونَ. بار دیگر تکرار میکنیم: عن قریبٍ خواهید دانست. اینها هشداری است که حالا ما میدهیم؛ در آینده خودتان میدانید ولی ما حالا میگوییم که پیش از وقت بیدار شوید. کلّا لَوْ تَعْلَمونَ عِلْمَ الْیقینِ. لَتَرَوُنَّ الْ جَحیمَ. اگر شما به مرحله علمالیقین رسیده بودید، اگر علم یقینی را میدانستید و همین جا به آن مرحله علم یقینی رسیده بودید لَتَرَوُنَّ الْ جَحیمَ جحیم را و آن آتشهای سوزانی که به دنبال این تکاثرها هست، در همین جا البته میدیدید و مشاهده میکردید.
داستان حارثه
داستان حارثه که حدیثش در کافی هست[١] معروف است. بین طلوعینی بود، هوا تاریک روشن بود. پیغمبر اکرم (ص) بعد از نماز صبح رفتند سراغ اصحاب صُفّه. چشمشان افتاد به یک جوانی، دیدند که چشمهایش در کاسه سرش فرو رفته و در نگاههایش چیزها خوانده و دیده میشود. وَ هُوَ یخْفِقُ وَ یهْوی مثل آدمی که تلوتلو بخورد یک چنین حالی دارد. پیغمبر اکرم خودش طبیب بود، میدانست؛ رو به او کرد و فرمود: کیفَ اَصْبَحْتَ؟ حالت چطور است؟ عرض کرد: اَصْبَحْتُ یا رَسولَ اللهِ موقِنآ. صبح کردم در حالی که اهل یقینم. فرمود: فَما عَلامَةُ[٢] یقینِک؟ علامتش چیست؟
(یقین علامت دارد) گفت: اِنَّ یقینی یا رَسولَ اللهِ هُوَ الَّذی اَحْزَنَنی و اَسْهَرَ لَیلی وَ اَظْمَأَ هَواجِری. علامتش این است که ]مرا غمناک ساخته،[ نه شب خواب دارم و نه روز خوراک. (روزها را روزه بود، شبها
[١] . كافی ج ٢ / ص ٥٣ .
[٢] . ]در كافی به جای «علامة»، «حقیقة» آمده.[