آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
یک کسی رشته پزشکی خوانده، او را وزیر امور اقتصادی میکنند. آن برای به هم زدن کارها خیلی خوب است و الّا برای من عمل صالح این کاری است که الان خوب میتوانم انجام بدهم، برای شما عمل صالح این کاری است که الان خوب میتوانید انجام بدهید.
مثال دیگر: چند دانشجو میخواهند بروند تحصیل کنند. اینها را استعدادیابی میکنند. یکی استعداد ریاضی خیلی خوب دارد، یکی استعداد طبیعی خوب دارد، دیگری استعداد ادبی خوب دارد. عمل صالح هرکدام این است که دنبال همان رشته تحصیلی که استعدادش را دارند بروند. اگر آن که استعداد ادبی دارد لج کند و بگوید من میخواهم بروم دنبال علوم ریاضی، عملش صالح و شایسته نیست؛ و آن که استعداد ریاضی دارد، بگوید من میخواهم بروم دنبال علوم ادبی، به او میگویند عمل صالح تو این است که دنبال رشته خودت بروی.
عمل صالح یک مفهوم نسبی است
این است که قرآن در تعبیرات خودش کلمه «عمل صالح» را به کار میبرد، یعنی عمل شایسته. این «عمل شایسته» یک مفهوم نسبی و متغیری است؛ در زمانهای مختلف فرق میکند، درباره افراد و اشخاص هم فرق میکند. کلمه «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» ضمن اینکه بیان میکند که انسان باید عمل کند، بیان میکند که عملش در هر موقعی باید شایسته باشد؛ یعنی باید در شرایطی که او هست و شرایطی که زمانش اقتضا میکند، در مجموع اوضاع و احوالی که هست تشخیص بدهد که وظیفه او در این لحظه چه نوع عملی است. پس در واقع این «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» ضمن اینکه مسئله عمل را بیان کرده، وظیفهشناسی را هم بیان کرده. «اَلَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ» یعنی مؤمنینِ عاملی که عمل میکنند ولی وظیفهشناس