آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
لفظ این آیه استفاده میشود که این سنگها اثری داشته و به قول امروزیها حامل یک نوع میکروبی بوده که به هر کس که میخورد بعد بدنش به شکل آبله تاول میزد؛ به طوری که طولی نکشید که اینها به همان بیماری آبله یا شبه آبله مردند و اصلا به مکه نرسیدند. تار و مار شدند و برگشتند. خود ابرهه هم به یمن که رسید کارش تمام شد.
قرآن میگوید: فَجَعَلَهُمْ کعَصْفٍ مَأْکولٍ. این هم تعبیر عجیبی است. «عَصْف» زراعت را میگویند؛ این انسانها به شکل یک زراعت خشک از درون خورده شده درآمدند. مثل وقتی که سِن به زراعت حمله میکند؛ بعد که آدم برود سراغ آن زراعت میبیند مغز اینها را کاملا خوردهاند.
قرآن به این مردم مکه میگوید این یک امر واضح ماوراءالطبیعی بود که شما به چشم خودتان دیدید که چنین امری واقع شد. این برای چه واقع شد؟ در حقیقت این را هم باید یک اثر پیشاپیشِ ]نبوت پیامبر اسلام [دانست که علمای کلام اینها را «اِرهاصات» یعنی «پیش علامتها» میگویند. برای ظهور پیغمبر اکرم به طور قطع یک سلسله پیش علامتها در عالم پیدا شد که نشان میداد یک وضع غیبی ماوراءالطبیعی در شرف وقوع است.
اینجا که قرآن به این شکل مطلب را بیان میکند خودش دلیل بر این است که ]صحت دارد.[ وقتی که قرآن در مکه این مطلب را طرح میکند، بعد هم قضیهای را نقل میکند که کمتر از پنجاه سال از آن گذشته است و مردمی که آن زمان را درک کردهاند هنوز زیاد هستند و آن مردمی هم که درک نکردهاند از پدران خودشان شنیدهاند، اگر جای کوچکترین خدشهای در این قضیه میبود اینها نقل میکردند. از این جهت نظیر قضایایی است که امیرالمؤمنین علی (ع) راجع به حضرت رسول نقل میکنند. میدانیم که علی از مردم خیلی پردشمن است، دشمن زیاد