آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤
وقت طغیان نمیکند، ولی در این مجرای کوچک طغیان میکند.
انسان گاهی طغیان میکند. ثروت پیدا میکند[١] ؛ همین قدر که از فقر بیرون میآید و ثروت پیدا میکند و همین قدر که از او رفع احتیاج میشود و میبیند که به انسانهای دیگر احتیاج ندارد و روی پای خودش ایستاده، این در روحش موجی ایجاد میکند که تاب آن را ندارد، یعنی ظرفیت این مقدار را ندارد، طغیان میکند. یک وقت میبینید آب آمد او را برداشت و بُرد.
اِنَّ الاِْنْسانَ لَیطْغی. اَنْ رَءاهُ اسْتَغْنی. همین انسانی که ما آن طور توصیفش کردیم، وقتی خودش را میبیند ]که بینیاز شده است طغیان میکند.[ «اَنْ رَءاهُ» یعنی «لاَِنْ رَءاهُ». کأ نّه تقدیرش این طور است: «اِنَّ الاِْنْسانَ لَیطْغی. اِذِ اسْتَغْنی لاَِنْ رَءاهُ اسْتَغْنی». علت را ذکر کردهاند و معلولش را ذکر نکردهاند. انسان در وقتی که معتقد میشود که مستغنی و بینیاز شده است زود طغیان میکند.
انسان هیچگاه واقعا بینیاز نمیشود
حال چرا میفرماید: اَنْ رَءاهُ اسْتَغْنی (معتقد میشود که بینیاز شده است)؟ چون انسان واقعا بینیاز نمیشود، بلکه خودش خیال میکند ]که بینیاز شده است. [انسان با چهار شاهی صنار که گیرش میآید واقعا مستغنی و بینیاز نمیشود، ولی خودش خیال میکند حالا که این را دارم بینیاز هستم؛ یعنی در او احساس بینیازی پیدا میشود. وقتی احساس بینیازی در او پیدا شد زود طغیان میکند. آنوقت آثار این طغیان، در حرکات و سکنات و معاشرتهایش با افراد ]آشکار میشود.[ مثلا با
[١] . قرآن نمیگوید «ثروت زیاد» بلكه میگوید «اِسْتَغْنی». «اِسْتَغْنی» آن حداقل است.