آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
میگویند[١] . وقتی انسان به قله مرتفع و بالای کوه حراء میرود، به شهر مکه و بالخصوص کعبه اشراف دارد[٢] . بعد از اینکه از این کوه بالا میرویم وقتی از قله کوه مقداری به سمت جنوب پایین میآییم به جایی میرسیم که به آن «غار» میگویند ولی ما در تعبیرات عربی ندیدهایم که به آنجا غار بگویند[٣] ، بلکه در واقع پناهگاهی است[٤] . جایی است که سنگها روی هم آمده و پناهگاهی درست شده به گونهای که یک نفر (نه بیشتر) میتواند در آن بخوابد، استراحت کند و نماز بخواند. خلاصه، محوطه خیلی کوچکی است. علیالقاعده این طور بوده که رسول اکرم در مواقعی که هوا خیلی گرم بوده به آنجا میرفتهاند. و این اواخر گاهی ایشان تمام ماه رمضان یا چند ماه متوالی در آنجا تنها به سر میبردند با آذوقه مختصری که به همراه میبردند و به همان هم قناعت میکردند. تمام وقت ایشان در آنجا به عبادت و تفکر و تذکر حق میگذشت. گاهی که اقامت ایشان طولانی و چند روز فاصله میشد خدیجه برای ایشان تتمه آذوقهای میبرد یا کسی را برای این کار میفرستاد.
ارهاصات رسول اکرم
خود رسول اکرم از دوران قبل از رسالت جریانهای زیادی نقل میکنند که در اصطلاح علمای کلام به اینها «اِرهاصات» میگویند. ارهاصات یعنی
[١] . ما در دو سفر موفق شدیم به این كوه برویم. البته بالارفتن و پایین آمدن از این كوه سخت است با اینكه اكنوندر ایام حج زیاد میروند و راهی در كنار كوه درست شده است. بالارفتن از آن حدود یك ساعت طول میكشدو پایین آمدن حدود سه ربع.
[٢] . البته شهر مكه در میان درههای مختلفی است و طبعا انسان از بالای كوه حراء به همه شهر اشراف ندارد، ولیبه آن درهای كه كعبه در آن قرار گرفته اشراف پیدا میكند.
[٣] . مثلا «غار ثور» كه در كلمات امیرالمؤمنین آمده واقعا غار بوده است.
[٤] . نمیدانم میشود به آن «غار» گفت یا نه.