آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
تاریخ اسلامی ـ نداشتند بلکه وقایع بزرگی که در میانشان واقع میشد برایشان مبدأ تاریخ میشد تا بعد اگر یک واقعه بزرگتری پیش میآمد آن واقعه اول فراموش میشد.
مثلا یک جنگ واقع میشد به نام «جنگ بُسوس» که واقعه خیلی بزرگ و مهمی بود، بعد دیگر میگفتند فلان قضیه کی واقع شد؟ در سال حرب البسوس. فلان قضیه دیگر کی واقع شد؟ دو سال بعد از حرب البسوس. فلان کس کی متولد شده؟ پنج سال قبل از حرب البسوس. در حرب البسوس این شخص ده ساله بوده. مثل این که احیانا در میان خود ما مخصوصا در دهات معمول بود که قحطیهایی که پیش میآمد، در میان مردم عوام مبدأ تاریخ بود. به فردی میگفتی تو متولدِ کی هستی؟ میگفت من متولد دو سال بعد از قحطی هستم، برادرم متولد دو سال قبل از قحطی است. اصلا مردم دهات این جور تاریخ خودشان را تعیین میکردند چون اغلب، تاریخ عمومی را نمیدانستند. یک اثری که این طور تاریخهای ابتدایی عامیانه دارد این است که آن قضیهای که واقع شده قهرا فراموش نمیشود و مبدأ تاریخ میشود.
قبلا اعراب حجاز «مبدأ تاریخ»های دیگری داشتند. این قضیه که واقع شد، عام الفیل مبدأ تاریخ گردید؛ دیگر میگفتند فلان کس در عام الفیل متولد شد، فلان شخص در عام الفیل چند سالش بود و فلان فرد در عام الفیل هنوز نبود، چند سال بعد از عام الفیل به دنیا آمد.
قصه عام الفیل در حقیقت یک نوع معجزهای است، یک امر ماورائی است که واقع شده و از نظر قرآنی و حتی از نظر تاریخی جای هیچ گونه توجیه و تأویلی نیست.