آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
«عبدالعُزّی نام» صادق است. کلمه «حمّالة الحطب» را برای زن او انتخاب کرده که باز از سه جنبه درباره این زن صادق است. بلاغت و رسایی معنایش همین است که کلمات، کوتاه و مختصر باشد ولی عمیق و پر معنا و خاطره انگیز؛ یعنی در آنِ واحد معانی متعدد را در ذهنها احیا کند که همه آن معانی هم درباره این کلمات صادق است.
وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ. فی جیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ. این هیزم کش؛ در حالی که ریسمانی تافته از رشتهها به گردنش افتاده است. «مَسَد» طناب و ریسمان است. آنچه را که میبافند ـ که چند رشته را با یکدیگر میبافند ـ در زبان فارسی «ریسمان» میگویند. اصلا در «ریسمان» ماده «رشته» هست، یعنی چیزی که رشتهاند به یکدیگر. قدیم معمول بود، ما ]ایرانیها [ریسمان را از موی بز و مانند آن میبافتیم. حالا طناب را از پنبه و مانند آن درست میکنند. اعراب از لیف خرما درست میکردند. لیف خرما رشتههای خیلی نازکی است که وقتی این رشتهها را میبافتند طنابهایی درست مثل همان چه که ما از مو میبافیم ساخته میشد. اصل «مسد» انحصار به لیف خرما ندارد، یعنی ریسمانِ به هم بافته شده، ولی مصداق «مسد» در آن وقت و ریسمانهایی که در مکه موجود بود از این نوع بود یعنی آنها را از لیف خرما ساخته بودند.
نکته
قرآن میفرماید: این هیزم کش در حالی که آن ریسمانی که از جنس مسد است به گردنش افتاده. هیزم کشها را دیدهاید که وقتی میخواهند باری را به دوش بکشند قهرا بار را به پشت خود میبندند و به اصطلاح از این طرف و آن طرف چهار بندی میکنند. اینجا کلمه «جید» آمده؛ نکتهای در