آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣
انسانیت است. ایمان به خدا (ایمان به اوّل)، ایمان به معاد (ایمان به آخِر) و ایمان به اینکه وسط (یعنی عمل در دنیا) چه نقشی دارد برای اینکه انسان ]سعادتمند باشد؛ به عبارت دیگر[ در رابطه اول و آخر انسان عمل چه نقشی دارد و دنیا چه وضعی برای ما دارد و ما چه موضعی در این دنیا باید داشته باشیم، ]ایمان به اینها و[ شناختن اینها از نظر قرآن اصل است.
ایمان و عمل تفکیک ناپذیرند
ولی قرآن با آن فکر هم که انسان خیال کند که فقط ایمان کافی است و عمل ]لازم نیست مخالف است.[ قرآن ایمان و عمل را از یکدیگر تفکیکناپذیر میداند. میبینید که در قرآن چقدر تکرار میشود: امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ. اصلا در قرآن از بس این جمله تکرار شده، هرجا انسان «امَنوا» میبیند انتظار دارد یک «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» هم پشت سرش باشد. ممکن است کسی با خود خیال کند که من ایمانم قرص و محکم است، آدم ایمانش که قرص و محکم شد حالا عمل هم داشت یا نداشت مهم نیست. مثل اینکه بعضی متصوفه میگویند آقا دلت را پاک کن، ایمانت را قرص و محکم کن، بود و نبود عمل مهم نیست. وَ اعْبُدْ رَبَّک حَتّی یأْتِیک الْیقینُ[١] آنقدر عبادت کن که به مرحله ایمان یقینی برسی؛ وقتی به این مرحله رسیدی دیگر رهایش کن، عملْ دیگر به چه درد میخورد، به نتیجه و مقصد رسیدی! این وسوسه شیطان است.
نقطه مقابل، کسانی هستند که ایمان را تحقیر میکنند. در صدر اسلام خوارج این طور فکر میکردند و امروز هم عدهای این طور فکر میکنند که اصل عمل است، بود و نبود ایمان مهم نیست. و لهذا میگویند در
[١] . حجر / ٩٩.