آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥
معین کردهاند که مقصود چیست، از جمله گردن را معین کردهاند، زیرا زن گردن خودش را مزین میکند و گردنبند و مانند آن را آنجا قرار میدهد.
قرآن اینجا میخواهد وضع این زن را مجسم کند؛ وقتی کلمه «جید» میآورد میخواهد بگوید این زن بدبخت را ببین، زن باید برود به وظیفه زنی خودش عمل کند؛ حالا باید در خانهاش نشسته باشد و یک قلاده زیبایی به گردنش انداخته باشد؛ این حمّالة الحطب، این هیزم کش، این کسی که آن آتشهای کینهاش او را به این کار وادار کرده، کارش به جایی کشیده است که در جای این موضع زینتِ او ریسمان هیزم کشی افتاده. در گردن او ریسمان هیزم کشی است، هم به این معنا که شخصا میرفت هیزم کشی میکرد ]و هم به این معنا که ریسمان سخن چینی به گردن داشت.[
وضعیت اجتماعی مکه در دوره بعثت
این زن با اینکه زن یکی از اشراف بود ]هیزم کشی میکرد. [مکرر این مطلب را گفتهایم که وقتی از عرب جاهلی و زندگی مردم جاهلیت سخن میگوییم، این جور نیست که همه مردم جاهلیت مردمی بودند که از وسائل و ابزار زندگی بکلی بیبهره بودند. مکه حکم بندر تجارتی را داشت و سران قریش تجار و برده داران بودند و به تعبیر قرآن در سوره «لاِیلاف» رِحْلَةُ الشِّتاءِ وَ الصَّیف داشتند یعنی مسافرت تابستانی و زمستانی داشتند برای تجارت. تابستانها میرفتند سوریه مال التجاره از آنجا میخریدند و به مکه میآوردند و زمستانها میرفتند یمن از آنجا میآوردند. مال التجارهای را که از هند با کشتیها میآمد، در همین بندر جدّه پیاده میکردند و در مکه خیلی چیزها پیدا میشد.
در مکه مردم منقسم بودند به یک عده برده و فقیر که اصلا محلهشان