آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
تسلیم برتر، ایمان به همان چیزی که انسان وقتی به او اعتقاد پیدا کرد و تسلیم او شد، آرمان و ایده و جهت خودش را یافته است. پس آن که ایمان ندارد یک انسان بیهدفِ بیآرمانِ بیاعتقادِ بیریشه بیبُـتّهای است که اصلا نمیداند چه کار باید بکند.
پس شرط اولِ اینکه انسان در زندگی زیانکار نباشد ایمان است: اِلاَّ الَّذینَ امَنوا. بشر بدون ایمان نمیتواند زندگی کند؛ اصلا بشر طوری ساخته شده که ایمان رکنی از ارکان زندگی اوست. تولستوی حکیم معروف روسی راجع به ایمان میگوید: «ایمان همان چیزی است که انسان با آن زندگی میکند». تعبیر خیلی خوبی است. یعنی اصلا سرمایه زندگی انسان ایمان است، ابزار زندگی انسان ایمان است؛ اگر انسان ایمان نداشته باشد اصلا ابزار و وسیله زندگی ندارد.
ناصر خسرو هم شعری دارد خطاب به پسرش، که همین مضمون سخن تولستوی است. البته ناصر خسرو خیلی قبل از تولستوی بوده. میگوید :
ز دنیا روی زی دین کردم ایراک[١] مرا بی دین جهان چَه بود و زندان[٢]
یعنی از دنیا از این جهت به سوی دین آمدم که دیدم بدون دین دنیا برایم چاه و زندان است. آدمی که ایمان ندارد و هدف، جهت و تکیهگاه ندارد اصلا زندگی دنیا برایش مانند زندگی در چاه یا زندان است.
بعد خطاب به فرزندش میگوید :
مرا پورا[٣] ز دین مُلکی است در دل که آن هرگز نخواهد گشت ویران
حالا ما، بچهها و جوانهای ما، در اثر یک سلسله تلقینات غربیها که
[١] . ]یعنی: زیرا كه.[
[٢] . دیوان ناصر خسرو، چاپ مؤسسه انتشارات نگاه، ص ٣٦٧.
[٣] . یعنی: پسرم.