آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١
نمیشوند که ببینند یک کسی در عمل دارد ]رفتار یا گفتار او را[ تقلید میکند، یک نوع مخصوصی بازی در میآورد برای اینکه مردم را بخنداند؛ چون مسئله تئاتر و بازی، در نفوسْ بیشتر اثر میگذارد از این که حرفی بشنوند.
داستان رسول اکرم و مرد همّاز
در مدینه مردی بود که همین کار را میکرد و مردم را میخنداند. مثلا وقتی که یک کسی در کوچه یا خیابان میرفت این پشت سرش راه میافتاد و تقلید او را در میآورد، مردم میخندیدند. حضرت رسول او را نصیحت کردند، فرمودند این کار را نکن. بعد حضرت به او فرمود: هر کسی که اینچنین باشد خدای متعال او را در قیامت با گردنی بسیار باریک و کلّهای بزرگ به اندازه کوه احد محشور میکند. گفت: یا رسولَ الله پس روز مسخره در آوردن آنجاست، آنجا دیگر من خوب میتوانم بازی در بیاورم[١] . میگویند حضرت رسول تبسمی کردند. از جمله کسانی که حضرت رسول را خنداندهاند همین مرد بوده.
این عمل ـ یعنی با گوشه چشم و گوشه ابرو چیزی گفتن و اشاره کردن، ولو به صورت مسخره هم نباشد ـ به طور کلی عمل سبکی است. اساسا آدمهای با وقار و سنگین با اشاره گوشه چشم و گوشه ابرو و مانند آن کاری نمیکنند.
رسول خدا و مرد مهدور الدم
عقبة بن ابی معیط که قوم و خویش نزدیک عثمان و مانند عثمان از
[١] . ]خنده استاد.[