آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨
آن بود، بعد حیات آمد آن خلأ را پر کرد. پس خودش یک چیز است، این صفتی که برایش آمده چیز دیگری است. اما در ذات خدا خلئی از این صفات نبوده که پر شود و تمام این صفات از اول در مرتبه ذاتش بوده، پس صفاتش عین ذاتش است.
پس، از کلمه «صمد»، هم استنباط میکنیم وجود عین ذات پروردگار است و هم استنباط میکنیم تمام صفاتش عین ذاتش است. یک موجودِ اینچنین کامل که هستی عین ذاتش و صفاتش عین ذاتش است او دیگر زاده نشده که از جای دیگر آمده باشد. زاده شدن، از جای دیگر آمدن، با صمدیت و با کمال مطلق ناسازگار است. این معنای «لَمْ یولَدْ» بود. و نه زاییده است که بخواهد موجودی را از وجود خودش خارج کند و خلئی در خود ایجاد کند یک چنین موجودی که در ذات خودش پر است و محال است در او خلأ پیدا شود.
مفهوم توحید
وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُوآ اَحَدٌ. بسیار خوب؛ خدا اوست نه این و نه آن، چون نامحدود و نامتناهی است. او الله است؛ عقول از درک ذاتش ناتوانند. او صمد است. او لَمْ یلِدْ است. او لَمْ یولَدْ است. آیا اینها مختص به خداست؟ یا یک موجود دیگری هم غیر از او مثلا یک فرشته مقرّبی یا پیغمبر اکرم (پیغمبر خاتم) این گونه است و این صفات درباره او هم هست؟ آیا درباره پیغمبر میشود گفت «هو» اوست؟ یا پیغمبر این است و آن است؟ نه، «هو» منحصر به خودش است. اوست ذاتی که منحصرا به او باید گفت «هو» نه هذا و نه ذاک. به او منحصرا باید گفت الله نه به غیر او. او منحصرا احد است نه غیر او. او منحصرا صمد است نه غیر او. او منحصرا لَمْ یلِدْ