آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
به مرحله رشد و بلوغ فکری و به مرحله اختیار و انتخاب میرسد؛ از همه مهمتر این است: بعد خودش است که راه و شخصیت خودش را انتخاب میکند. اصلا انسان شخصیتش را خودش برای خودش انتخاب میکند.
تفاوت دیگر
از اینجا ما به یک تفاوت اساسی دیگر میان انسان و غیر انسان میرسیم و آن این است: هر چیز دیگر چون «ساختهشده» به دنیا میآید اگر زیانی متوجه او بشود، از ناحیه بیرون است که آفتی بیاید زیانی به او وارد کند. حیوان که به دنیا میآید، ساختهشده به دنیا میآید. اگر بخواهد زیان ببیند این گونه است که مثلا حادثهای پیش بیاید غذا به او نرسد و بمیرد، یا کسی ضربهای به او وارد کند، دست یا پایش را ببُرد و یا بزند او را بکشد. عامل خسر و زیانش از ناحیه بیرون است چون «ساختهشده» به دنیا آمده، بعد عامل بیرونی میتواند سبب زیانش بشود.
ولی انسان در مرحله قبل از مرحله بیرونی ]میتواند زیان ببیند. [البته آن آفتهای بیرونی برای انسان هم هست، ولی برای انسان قبل از آنکه نوبت برسد به این که آفتی از بیرون متوجه او بشود و سبب زیانش بشود اولین زیانش این است که خودش را درست نساخته باشد. انسان موجودی است که مسئول ساختن شخصیت خودش است؛ یعنی انسانِ بالقوه است، باید خودش را انسان بکند. گربه را خلقتْ گربه کرده است، سگ را خلقت سگ کرده و به صورت «سگی» به وجود آورده، موش را هم خلقت موش کرده، آن گل شمعدانی را هم خلقت گل شمعدانی کرده است. تنها موجودی که اگر بخواهد واقعا مصداق نوع خودش یعنی انسان باشد باید با دست خودش این کار را بکند و خودش را انسان بکند،