آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
مرده زین سویند و زان سو زندهاند خامش اینجا وان طرف گویندهاند[١]
چون از آن سوشان فرستد سوی ما آن عصا گردد سوی ما اژدها[٢]
باد حمال سلیمانی شود بحر با موسی سخندانی شود
کوهها هم لحن داوودی کند جوهر آهن به کف مومی بود
ماه با احمد اشارت بین شود نار ابراهیم را نسرین شود
سنگ با احمد سلامی میکند کوه یحیی را پیامی میکند[٣]
در بیت دوم گفت :
باش تا خورشید حشر آید عیان تا ببینی جنبش جسم جهان
که چطور این موجودی که لَخت و مرده بود، در باطن زنده بود.
یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ اَخْبارَها. بِاَنَّ رَبَّک اَوْحی لَها. در این وقت ]زمین[ بازگو میکند خبرها و سرگذشتهای خود را، به موجب آنکه پروردگار تو به او
[١] . این خاك و جمادات از آن رویی كه به طرف ما دارند مردهاند ولی از آن رویی كه به طرف حقاند زندهاند؛ درجنبه یلِی الربّی زندهاند و در جنبه یلِی الْخَلْقی مرده. آن رویشان كه به طرف ماست مرده است، آن رویشان كهبه آن طرف است زنده است.
[٢] . او كه بفرستد و مأموریت بدهد، روی زندهشان را به طرف ما میكنند و میبینیم مردهها همه زندهاند.
[٣] . مثنوی، دفتر سوم، ذیل عنوان «حكایت مارگیر كه اژدهای افسرده را مرده پنداشت، در ریسمانهایش پیچید وبه بغداد آورد».