آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦
«من» و «تو» در میان کاری نداریم به جز بیهوده، پنداری نداریم[١]
به هرحال خلقت را به «جلوه» تعبیر میکنند. اگر شما بگویید مثل چه؟ میگویند قضیه اصلا مثل ندارد. ما همین قدر باید بدانیم که عالمِ خلقت زایش نیست، ایجاد و ابداع است، در حکم ظاهر شدن جلوه خداوند است بدون اینکه از وجود خداوند چیزی به شکلی ظاهر شود.
لازمه صمد بودن
از اینجا معلوم میشود که ما از همان کلمه «اَلصَّمَد»، «لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ» را هم میتوانیم نتیجه بگیریم. خاصیت موجود توخالی یعنی موجودی که در ذاتش خلئی وجود دارد که آن خلأ از جای دیگر و تدریجا باید پر شود این است که زاییده شده باشد و بعد بزاید. اما موجودی که صمد و توپر است یعنی در ذاتش هیچگونه خلئی از هستی وجود ندارد و هستی عین ذات اوست و غنا و بینیازی عین ذات اوست او ]نه زاده شده است و نه میزاید.[
در بعضی تفاسیر هم درباره «صمد» لازمهاش را ذکر کردهاند که تغیر و تبدل و تکامل در او فرض نمیشود و محال است. موجودی که صمد است، لازمه صمد بودن و در آن حدْ کامل بودن این است که لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ. موجودی که از جای دیگر زاییده میشود موجود ناصمد و توخالی است، و موجودی که میزاید و چیزی از خود بیرون میدهد باز موجودی است که توخالی است و همواره پر میشود و خالی میشود، یعنی موجودی نیست که در ذات خودش توپر باشد.
[١] . هفت اورنگ، مثنوی یوسف و زلیخا.