آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤
شکل نیست ـ جلوه ما در آینه ظاهر شده بود بدون اینکه از وجود ما چیزی خارج بشود و در آینه برود. این است که میبینید خلقت را همیشه به «تجلی» تعبیر میکنند. حافظ میگوید :
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رخش دید مَلَک عشق نداشت عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
در جای دیگر میگوید :
اینهمه عکس می و نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
و از همه اینها شاید کاملتر و بیشتر، آن قطعه معروفی است که جامی گفته و خیلی مفصل است :
در آن خلوت که هستی بینشان بود به کنج نیستی عالم نهان بود
وجودی بود از نقش دویی دور ز گفت و گوی مائی و توئی دور
جمالی مطلق از قید مظاهر به نور خویشتن بر خویش ظاهر
دل آرا شاهدی در حجله غیب مبرّا دامنش از تهمت عیب
برون زد خیمه ز اقلیم تقدس تجلی کرد در آفاق و انفس
ز هر آیینهای بنمود رویی به هرجا خاست از وی گفتگویی