آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
خودش را خوب و بزرگ و بیعیب میبیند و مردم دیگر را همه دارای عیب و مستحق عیبجویی کردن.
یحْسَبُ اَنَّ مالَهُ اَخْلَدَهُ. ببینید این مال و ثروت چقدر آدم را مسخ میکند و چقدر در فکر و در خیال انسان اثر میگذارد که کأنه گمان میبرد که این مال به او جاودانگی داده و حالا که پول دارد دیگر مرگ ندارد. اینقدر چنین شخصی غافل از خدا و غافل از قیامت و مرگ است که با خودش کأنه فکر میکند که این مال به او خلود و جاودانگی داده و آدم که پول دارد دیگر مرگ ندارد.
عاقبت عَیاب
کلّا سخن مگو، یعنی این قسمت را که این چگونه است دیگر رها کن، عاقبتش را بگو. لَینْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ محقّقا («لام» لام تأکید و قسم است) چنین فردی نَبْذ خواهد شد. «نَبْذ» به دور افکندن است. وقتی میگویند «نَبَذَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ» یعنی انداخت پشت سرش. لَینْبَذَنَّ تحقیقا و مؤکدا به دور انداخته خواهد شد، ولی در کجا؟ در یک جایی که این را خرد و خمیر میکند: فِی الْحُطَمَةِ. «حُطَمَة» از ماده «حَطْم» است. «حَطْم» یعنی شکستن، شکستنی از قبیل شکستن یک چوب یا گیاه خشک. گیاه خشک را حُطام میگویند، از باب اینکه چون خشک شده است، با اندک فشاری که رویش بیاورند خرد و شکسته میشود. این در یک جایگاهی پرت خواهد شد که کاملا شکسته بشود.
همیشه گفتهایم که عذاب اخروی تجسم عمل دنیاست و گفتیم ریشه اصلی «هَمْز» شکستن است. این کسی که در دنیا اینچنین مردم را میشکند در آنجا آنچنان شکسته میشود.
بعد میفرماید: وَ ما اَدْریک مَا الْحُطَمَةُ چه میدانی تو که حطمه