آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
را بدهیم که دست و پایش همه از جا کنده شود. کدام ناصیه؟ ناصِیةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ آن ناصیه و پیشانی دروغگوی خطاکار را. این، تعبیر خیلی عجیبی است. قرآن اینجا نسبت دروغگویی را به ناصیه میدهد. نمیگوید ناصیه این دروغگوی خطاکار را، بلکه میگوید: این ناصیه دروغگوی خطاکار را. یعنی تمام علائم و نشانههای دروغ و خطاکاری در این پیشانی و چهره پیداست.
معنی «نادی»
فَلْیدْعُ نادِیهُ. در آن زمان که این آیه نازل شد مسلمین آنقدر در اقلیت بودند که پیغمبر اکرم هم در مسجدالحرام برای یک سجده خدا کردن آزاد نبود. دوره حکومت قُرَشیها در مکه بود. اینها یک حکومت شورایی داشتند. حکومت قریش به اصطلاح امروز یک نوع حکومت اریستوکراسی و اشرافی بود؛ نه حکومت فردی بود، نه جمهوری و نه سلطنت. یک مجلسی داشتند که به آن «دارالندوه» میگفتند. این دارالندوه حکم یک مجلس سنا را داشت؛ یعنی اشراف و رؤسا جمع میشدند و تصمیمات کلی در آنجا گرفته میشد و هر تصمیمی که در آنجا میگرفتند تمام شهر مکه تسلیم آن بودند. زندگی قبیلهای بود. رؤسای قبیله در دار الندوه جمع میشدند شورا میکردند و اگر مطلبی از شورا میگذشت تمام اهل مکه، یعنی افراد قبیلهها، تسلیم آن شورا بودند. تمام قدرت سیاسی مکه در آن شورا متمرکز بود.
«نادی» یعنی مجلس. اینجا قرآن میگوید: فَلْیدْعُ نادِیهُ. اتکای امثال ابوجهل به همان نادی بود. «ندوة» و «نادی» از یک مادهاند. «نادیه» در این آیه یعنی آن دار الندوهاش را؛ یعنی این شخصی که اینقدر تکیهاش به آن مرکز قدرت سیاسی مکه است ]چنان تکان شدیدی به او خواهیم داد