آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
نگاه غلط به ثروت، عامل غرور و انکار
قرآن به صورت نفرین و لعن از این مرد یاد میکند، میفرماید: هلاک باد، نابود باد هر دو دست ابیلهب و نابود باد خود او. بعد میفرماید: ما اَغْنی عَنْهُ مالُهُ وَ ما کسَبَ ثروتی که داشت و آنچه که به دست آورده بود او را سودی نبخشید. اینجا قرآن این نکته را میفهماند که یک عامل انحراف و مبارزه این مرد با پیغمبر اکرم و به یک اعتبار یک عامل غرور و جحود و انکارش همان دارایی و ثروت و مال و منالش بود مخصوصا آنچه که خودش با نیرو و هنر خودش به دست آورده بود. مثل بسیاری از افراد که خیال میکنند ثروت برای انسان همه چیز است.
اشتباه بشر در مورد ثروت همین است. اگر انسان به ثروت به این چشم نگاه کند که ثروت یکی از امور مورد نیاز انسان است، یعنی پارهای از نیازهای انسان را ثروت مرتفع میکند، پارهای از مشکلات انسان را ثروت حل میکند و از همین حدود تجاوز نکند یعنی توجهش به مال و ثروت به عنوان یک چیزی باشد که پارهای از نیازهای او را رفع میکند و بیشتر از این نباشد، در این صورت ثروت به انسان زیان نمیرساند؛ یعنی وجودش خیر و مفید است و زیان نیست. اما اگر ثروت برای انسان به شکلی درآمد که خیال کرد آدم وقتی که ثروت داشته باشد همه چیز دارد و همه کار از ثروت ساخته است و همه مشکلات با ثروت حل میشود و آدم وقتی که پول داشته باشد غم ندارد، آنوقت است که ثروت مایه بدبختی انسان میشود.
انسانیت را نمیتوان با ثروت کسب کرد
این، حرف مفتی است که انسان این جور خیال کند. مگر همه چیز را میشود با ثروت تهیه کرد؟! مخصوصا خود آدمیت و انسانیت را. مگر