آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
بتها؟! محال است. و جمله چهارم (وَ لا اَنْتُمْ عابِدونَ ما اَعْبُدُ) نمیخواهد بگوید اگر شما به قولتان عمل کنید باز هم مشرک هستید، بلکه میخواهد بگوید من به شما اعلام میکنم که من شما را میشناسم، شما هم هیچ روزی به دین اسلام رجوع نخواهید کرد که عابد واقعی خدا باشید. در این جمله اطلاع میدهد که من شما را میشناسم و میدانم که تا آخر عمر هرگز خدای یگانه را پرستش نخواهید کرد.
در جمله آخر میفرماید: لَکمْ دینُکمْ وَ لِی دینِ. این کلمه «دینِ» مخفف «دینی» است، که در قرآنها «دینِ» مینویسند؛ «دینٌ» نیست، «دینِ» است: دین من مال خودم، دین شما مال شما. مثل این تعبیری است که ما در فارسی میگوییم «شما آن طرف جوی ما این طرف جوی». هرگز نه من به سوی دین شما خواهم آمد و نه شما به سوی دین من خواهید آمد، و نه پیشنهاد صلح و سازشی که شما دادید عملی است. پس من و شما هر کدام در یک طرفِ مخالف قرار گرفتهایم، دین من مال خودم دین شما مال شما؛ یعنی هرگز صلح و آشتی میان ما و شما نخواهد بود.
برداشت غلط
خیلی وقتها دیده میشود که بعضی از این جمله «لَکمْ دینُکمْ وَ لِی دینِ» معنای دیگری که درست ضد این معنایی است که من عرض کردم، استنباط میکنند که درست نیست. میگویند قرآن صلح و سازش با همه ادیان دیگر را اعلام کرده ولو آن ادیان دیگر ادیان شرک باشد، چون گفته: لَکمْ دینُکمْ وَ لِی دینِ دین شما مال خودتان دین من هم مال من؛ یعنی ما به دینهای همدیگر کاری نداریم، شما به دین من کار نداشته باشید من هم به دین شما کار ندارم، با همدیگر در صلح و صفا زندگی میکنیم و