آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
نزده باشد، به کسی سیلی نزده باشد، کسی را زیر لگد خودش نینداخته باشد احساس نوعی ناراحتی و کمبود میکند (مثل یک آدم مبتلا به سیگار که مدتی نکشیده، خمیازه میکشد)، در حال خُمار است که کسی را پیدا کند، بهانه هم باشد یا نباشد، یک کتکی به او بزند تا خودش از کتک زدن به دیگران حال بیاید.
ولی از این بالاتر، بیماری رنج روحی دادن به مردم است. بعضی این بیماری را دارند که از رنج جسمانی دادن به مردم لذت میبرند و بعضی از رنج روحی دادن به مردم؛ یعنی اینکه کاری بکند که دل یک کسی را آتش بزند، به شکلی مردم را اذیت روحی کند، مثلا آبرو و حیثیت کسی را به هر شکل ممکن ببرد.
عیابی که در اسلام به شدت مذمّت شده است این است که انسان چنین حالتی داشته باشد که خوشش میآید که برای مردم عیب بتراشد یا عیبی هم اگر دارند مرتب آن را بازگو کند و کاری بکند که شخصیت دیگران را در هم بشکند و خرد کند. این البته به شکلهای مختلف است. گاهی انسان با زبانش و با لفظ و کلام ]این کار را انجام میدهد. [غیبت کردن چنین چیزی است. آدم با لفظ و کلامش، با غیبت کردن، تهمت زدن، فحش دادن، هجویه ساختن (مثل یک عده شعرایی که اساسا هنرشان در هجو کردن است) دیگری را آزار میدهد. این، عیابی با لفظ است.
ولی عیابی، عیبگیری کردن و عیبجویی کردن از مردم، منحصر به این نیست. گاهی انسان با عمل، حیثیت کسی را میبرد، روح کسی را آتش میزند. مثلا تقلیدش را درمیآورد، با چشم یا ابرو یا لبش کسی را مسخره میکند. و بعضی اساسا خوششان میآید و لذت میبرند از اینکه مردم را به اصطلاح سوژه عیبجویی و عیابی خودشان قرار بدهند.