آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
خدا را ندهم طلب تو را بدهم؟! خیر، من میخواهم نمازم را بخوانم چشم تو کور شود!» اشتباه میکنی. این نماز برای تو عمل صالح نیست؛ چون وقت هم وسیع است. برو دین را بده بعد بیا نمازت را بخوان. یا شما نماز نخواندهاید و بیماری از خود شما یا بیگانه ـ فرق نمیکند ـ مثلا خونریزی معده کرده و باید زود او را به طبیب رساند؛ اینجا عمل صالح شما این است که اول او را برسانید بعد نماز بخوانید. این را «عنوان ثانوی» میگویند.
دو مثال دیگر
عناوین ثانویه متغیر است، یا به حسب احوال افراد و اشخاص فرق میکند ]و یا به حسب زمان.[ وظایف اجتماعی را در نظر میگیریم. مثلا من ـ حال به هر دلیلی، درست تشخیص دادهام یا نه، هر طور بوده ـ اگر چهار کلمهای درس خواندهام، از اول رفتهام تحصیلات علوم دینی کردهام؛ شما رفتهاید تحصیل پزشکی کردهاید. دیگر حالا در این سن نه من میتوانم بروم پزشک بشوم نه شما میتوانید بروید تحصیلات علوم دینی بکنید. در جامعه، وظایف پزشکی هم وظایف لازمی است، وظایف هدایت دینی و مذهبی هم وظایف لازمی است. برای من امروز چه کاری واجب است؟ آن کاری که از خودم بهتر ساخته است. برای شما چه کاری واجب است؟ آن کاری که از شما بهتر ساخته است. نه اینکه من بگویم میخواهم کار شما را انجام بدهم و شما بگویید میخواهم کار تو را انجام بدهم؛ مثل پستهای دولتی[١] که الان اغلب این جور است که یک کسی میرود مثلا رشته اقتصاد میخواند، بعد وزارت بهداری را به او میدهند.
[١] . ]این مباحث در سال ١٣٥٧ شمسی و در زمان رژیم پهلوی ایراد شده است.[