آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
]مورد قبول است :[ یکی اینکه مقصود از «عصر» همین قسمت معین از روز است که ما میگوییم عصر؛ یعنی قسمتی از بعد از ظهر؛ تقریبا میشود گفت که ربع آخر روز، که نقطه مقابل ضُحی میشود. ضُحی به آن وقتی گفته میشود که آفتاب مقدار زیادی برآمده است که معمولا آن را وقت «چاشت» میگویند؛ «عصر» وقتی است که اگر روز را دو نصف بکنیم و از ظهر به بعد را هم که نصف روز است دو نصف بکنیم تقریبا آن نصفه دومش را عصر میگوییم.
ولی احتمال دیگر این است که «عصر» نه به معنی قطعهای از روز است بلکه به معنی قطعهای از تاریخ است، به همین اصطلاح رایجی که الان گفته میشود؛ مثلا میگوییم «عصر پیغمبر». این «عصر پیغمبر» یعنی آن قطعه خاص از تاریخ که دوره زندگانی پیغمبر اکرم است. علما، هر گروهی به مناسبت فن خودشان تاریخ را به دورهها و عصرهای مختلف تقسیم کردهاند. عدهای که به جنبههای اجتماعی و روابط اقتصادی نظر داشتهاند میگویند عصر بردگی، عصر فئودالیسم، عصر سرمایهداری. افرادی که بیشتر به جنبههای فنی و ابزاری نظر داشتهاند میگویند عصر حَجَر، عصر آهن، عصر اتم، عصر فضا؛ این گونه تعبیرها.
اینجا مفسرین «عصر» را عصر پیغمبر گرفتهاند. یعنی سوگند به این عصر و به این زمان که زمان پیغمبر اکرم است. خود زمان از آن جهت که زمان است فرقی میان اجزاء آن نیست. زمان یک واحد کششداری است که از ازل تا به ابد کشیده شده است. اجزاء زمان با یکدیگر فرق نمیکنند. از نظر بشر زمان انسان (یعنی زمان از آن جهت که به انسان تعلق دارد و انسان از آن جهت که به زمان تعلق دارد) فرق میکند؛ یعنی یک عصر و زمان عصر شکوفایی انسانیت انسان است، عصر انسانیت انسان و عصر کمال انسان است. از این جهت آن عصر یک قداست