آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
در زمان، و اگر زمانه زبان داشته باشد ما را مسخره میکند و میگوید بروید دنبال کارتان، خودتان را عیب بگیرید!
فَاِنَّ الذِّئْبَ یتْرُک لَحْمَ ذِئْبٍ وَ یأْکلُ بَعْضُنا بَعْضآ عَیانا
یعنی ما انسانها زمان را عیب میگیریم در صورتی که خودمان از گرگ بدتریم؛ گرگها دیگر خودشان را نمیدرند، گرگ گوسفند را میدرد اما گرگ گرگ را که از ابناء نوع خودش است نمیدرد؛ اما این، انسان است که ابناء نوع خودش را میدرد و انسانْدَر است.
پس قرآن قسم میخورد به زمانه برای اینکه انسان به زمانه بدبین نباشد، در عین اینکه زمانه را با لغت «عصر» یاد میکند که گفتیم به معنی فشار دادن است. سختی وارد کردن زمانه، نقص نیست، بلکه همین سختی وارد کردنهاست که انسان را به کمال میرساند. اگر بخواهیم از دانهای روغنش را بگیریم باید آن را در هاونی بکوبیم. ولی وقتی که کوبیدیم نتیجهاش این است که چیز بهتری از آن عاید میشود؛ یعنی آن جوهر و روغنش را گرفتهایم. سختیها و عصرها و فشارها و آبگیریهای روزگار، یک حقیقت لازم و واجبی است برای زندگی بشر. بشر اگر قدر این بلایا و شداید را بداند از اینها تکامل پیدا میکند و از مرحله ناقصتر به مرحله کاملتر میرسد. اما اگر مقصود از «العصر» همان وقت خاص از روز باشد[١] باز هم معنی روشنی است مخصوصا به قرینه اینکه در قرآن، هم به روز قسم خورده شده[٢] و هم به شب[٣] ، و باز در اوقات شبانه روز، هم به صبح قسم
[١] . البته منافاتی هم نیست كه همه این معانی مقصود باشد؛ مكرر گفتهایم كه آیات قرآن در آنِ واحد معانیزیادی را تحمل میكند.
[٢] . وَ النَّهارِ اِذا جَلّیها (شمس / ٣).
[٣] . وَ اللَّیلِ اِذا یغْشیها (شمس / ٤).