آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
اشتباه انسان
اما انسان خیلی وقتها عوضی میگیرد، افزونی در یک چیز دیگر را با افزونی در خودش اشتباه میکند. خیال میکند اگر مال و ثروتش افزون شد و او هم یک رابطه قراردادی مالکیت داشت، اگر یک صندوقْ سند مالکیت را در کنار دست خودش داشت، املاک فراوان داشت، حسابهای بانکی زیادی داشت، اوست که رشد کرده و بزرگ و گُنده شده؛ نمیداند که خودش حقیر مانده به قدر موش، از موش هم حقیرتر. ولی مالْ زیاد است؛ بسیار خوب، به تو چه مربوط! افتخار میکند که منم که این ثروت اینقدر زیاد است! منِ حقیرِ بدبختی که ثروت خیلی زیاد است. بسیار خوب گوسفند خیلی زیاد است، تو چه؟ تو چقدر زیادی؟ هیچ. شتر خیلی زیاد است، تو چه؟ اتومبیل خیلی زیاد است؟ تو چه؟ خانه خیلی زیاد است، تو چه؟ یعنی ثروت را با خودش اشتباه میکند. افزایشِ در امری جدا و بیرون و بیگانه با خودش را با افزایش واقعی خودش اشتباه میکند. ثروت که جزء واقعیت انسان نیست. ثروت با انسان فقط یک رابطه و اضافهای پیدا میکند، تازه اضافهاش هم قراردادی است. معنایش نوشتن یک محضر[١] است که در یک دفتر ثبت شود و یک امضائی هم شده باشد، یعنی یک امر قراردادی؛ به دلیل اینکه انسان وقتی که ]از این دنیا [رفت آیا یک ذره از آن ثروت با او میرود؟ هرگز.
این است که تکاثر، ثروت افزون کردن و بعد افتخار کردن و خود را بزرگ دیدن و زیاد دیدن به اعتبار اینکه ثروت خیلی زیاد است، یکی از آن لهوهای دنیاست، به اندازهای که شراب لهو است، به اندازهای که قمار لهو است، به اندازهای که موسیقی لهو است و به اندازهای که هر نوع لهوی
[١] . ]دفتر اسناد رسمی[