آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
کلمه؛ یعنی جملهای است که از نظر لفظی یک کلمه بیشتر ندارد: اَلْقارِعَةُ آن کوبنده. بعد در جمله بعد به صورت سؤال مطرح میشود: مَا الْقارِعَةُ آن کوبنده چیست؟ جمله سوم که آیه سوم است به منزله پاسخ به این سؤال است: وَ ما اَدْریک مَا الْقارِعَةُ چه میدانی تو که قارعه چیست! کأ نّه: نپرس؛ یعنی مسئله مهمتر از این است که به وصف و بیان دربیاید. در آیه سوم به چیستی قارعه کأ نّه جواب منفی میدهد. در آیه دوم به صورت سؤال مطرح فرمود که اینکه میگویی کوبنده، آن درهم کوبنده چیست؟ سؤال از چیستی است.
پرسش از چیستی
منطقیین میگویند پرسشهایی که انسان درباره اشیاء میکند، به مناسبت انواع مجهولاتی که درباره اشیاء دارد، مختلف است و انواعی را تشکیل میدهد. در علامتهای استفهامی که در هر زبانی از جمله زبان فارسی خود ما هست، یک وقت درباره یک شیء سؤال میکنیم که «چیست؟»، یک وقت سؤال میکنیم «آیا هست؟» یک وقت سؤال میکنیم «کدامیک؟» یک وقت سؤال میکنیم «چرا؟» به معنای «به چه علت؟»، یک وقت میگوییم «چرا؟» به معنای «به چه دلیل؟»، یک وقت میگوییم «کی؟» زمانش را سؤال میکنیم، یک وقت میگوییم «کجا؟» محلش را سؤال میکنیم، یک وقت میگوییم «برای چه؟» غایت و هدف و فلسفهاش را سؤال میکنیم و یک وقت از صفتی از صفتهایش با «آیا» سؤال میکنیم: «آیا چنین است؟ آیا دارای این علامت است؟ دارای آن صفت است؟».
منطقیین میگویند در میان این سؤالها سه سؤال اساس همه سؤالها را تشکیل میدهد: یکی سؤال از چیستی، دیگر سؤال از چرایی و سوم