قاعده ضمان يد - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٣٣ - بررسى سندى حديث على اليد
درخواست معاويه سر باز زد و آن را نپذيرفت؛ ولى هنگامى كه معاويه بر مبلغ افزود تا به چهارصد هزار درهم رسيد، سمره پذيرفت و به جمع مردم رفت و روايت را جعل كرده و به مردم ابراز داشت. [١] او همچنين مىگويد: سمره تا زمان امام حسين عليه السلام نيز زنده بود و در قضيه كربلا، جزء سپاه عبيداللَّه بن زياد بود و مردم را به جنگ با امام حسين عليه السلام تحريك مىكرد. [٢]
طبرى نيز در مورد او مىگويد: زياد بن ابيه، ولايت بصره را به سمره داد و او براى تحكيم حكومت بنى اميّه، هشت هزار نفر از مردم آنجا را به قتل رسانيد.
وقتى از او پرسيدند آيا از خدا نمىترسى كه اگر يك نفر از اين عدّه بىگناه باشد، چه عقوبتى خواهد داشت؟ پاسخ داد: اگر چنين هم باشد، ترسى ندارم.! [٣]
امّا «حسن بصرى»، ابن ابى الحديد در مورد وى مىنويسد: «إنّه يبغض عليّاً عليه السلام ويذمّه» [٤]؛ ابن تركمانى نيز در «الجوهر النقىّ» از قول بيهقى مىگويد: «أكثر أهل العلم بالحديث رغبوا عن رواية الحسن عن سمرة وذهب بعضهم إلى أنّه لم يسمع منه غير حديث العقيقة» [٥]؛ بسيارى از دانشمندان علم حديث از روايتى كه حسن بصرى از سمره نقل مىكند، اعراض كردهاند؛ و برخى نيز بر اين عقيده هستند كه او حديثى به جز حديث عقيقه از سمره نشنيده است.
بنابراين، اشكال ديگرى كه در مورد سند حديث «على اليد» بجز ضعيف بودن رواتش وجود دارد، مرسله بودن آن است.
در مورد «قتادة» نيز گفته شده كه وى از مدلّسين بوده است. [٦]
[١]. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٧٣.
[٢]. همان، صص ٧٨ و ٧٩.
[٣]. محمّد بن جرير الطبرى، تاريخ الامم والملوك، ج ٤، ص ١٧٦.
[٤]. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٩٥.
[٥]. علاءالدين على بن عثمان الماردينى الشهير بابن التركمانى، الجوهر النقى، فى ذيل السنن الكبرى للبيهقى، ج ٦، ص ٩٠.
[٦]. «عدّه الذهبي من المدلّسين في منظومته فيهم، وفي «التهذيب» عدد غير قليل ذكر الأئمّة أنّه لم يسمع منهم، وقال العلائي: أحد المشهورين بالتدليس»؛ ر. ك: بشّار عوّاد معروف وشعيب الأرنؤوط، تحرير تقريب التهذيب، ج ٣، ص ١٧٨.