قاعده ضمان يد - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٠٦ - گفتار اول معناى كلمه«يد»
از اينرو، نسبت بين قبض يد و استيلا، عموم و خصوص من وجه است؛ گاه انسان بر مال غير استيلا داشته و آن را در اختيار خود دارد، امّا قبض به يد ندارد؛ مانند استيلاى بر عقارات و حيوانات؛ و گاه قبض يد است و استيلا تحقّق ندارد، مثل موردى كه مالكى قوى و قدرتمند در كنار مالش هست و شخص ديگرى كه ضعيف است آن را بردارد، در حالى كه هيچ قدرتى براى تصرّف در آن مال ندارد؛ مواردى نيز وجود دارد كه هم قبض يد است و هم استيلا، مانند موارد غصب كه غاصب بر مال غير هم يد دارد و هم استيلا.
بسيارى از فقها، از جمله صاحب عناوين [١]، محقّق بروجردى رحمهما الله [٢] و والد بزرگوار [٣] «دام ظلّه» فرمودهاند: «يد» در اين حديث، كنايه از استيلا است؛ و يا گاه فرمودهاند كه كنايه از مستولى- كسى كه استيلاى بر مال پيدا كرده است- مىباشد؛ «على اليد» يعنى «على المستولى» شاهد آن نيز موارد بسيار زيادى است كه كلمه «يد» به صورت كنايه از استيلا استعمال شده است؛ از جمله آيهى شريفه «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ...» [٤] مقصود يهودىها از «يد اللَّه» اين بوده كه خداوند متعال قدرت بر انفاق و توسعهى رزق و روزى بندگانش را ندارد؛ خداوند نيز در پاسخ به آنها بيان مىدارد كه چنين نيست. در اين آيهى شريفه، دو مرتبه كلمه «يد» به خداوند نسبت داده شده است و در هر دو مورد، منظور تسلّط، استيلا و قدرت است.
البته در اينجا كه خداوند متعال قصد دارد قدرت بيشترى را تفهيم كند،
[١]. السيّد ميرعبدالفتّاح الحسينى المراغى، العناوين، ج ٢، ص ٤١٨.
[٢]. علىپناه الإشتهاردى، تقريرات ثلاثة، تقريراً للأبحاث السيّد حسين البروجردى، ص ١٢٧.
[٣]. محمّد الفاضل اللنكرانى، القواعد الفقهيّة، ج ١، ص ١١١.
[٤]. سوره مائده، آيه ٦٤.