قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٤٠ - ٦- اخبار و روايات
«عن على بن أحمد بن عبداللَّه بن أحمد بن أبى عبداللَّه [١] عن أبيه [٢] عن جدّه أحمد بن أبي عبد اللَّه البرقي [٣]، عن أبيه محمّد بن خالد [٤]، عن العلاء بن رزين [٥]، عن محمّد بن مسلم».
در اين طريق، احمد بن عبداللَّه بن احمد بن أبى عبد اللَّه و پدرش قرار دارند كه در كتب رجالى توثيق نشدهاند؛ لكن به نظر ما با قرائنى كه در مورد اين دو وجود دارد، ثقه مىباشند؛ نتيجه آن كه اين طريق، طريق صحيحى است.
معناى روايت: امام صادق عليه السلام مىفرمايد: اگر شخصى بعد از اتمام نمازش شكّ كرد كه سه ركعت خوانده است يا چهار ركعت؟ در حالى كه به هنگام تمام شدن نماز يقين داشت نمازش را كامل خوانده است، اعاده نماز لازم نيست؛ چرا كه زمان انصراف او از نماز نسبت به زمان شكّش به واقع نزديكتر است.
مدّعاى قاعده فراغ نيز اين است كه لازم نيست شخص به شكّ بعد از عمل اعتنا كند؛ لكن تعبيرى در اين روايت وجود دارد كه جاى بحث و تأمّل دارد و دلالت مىكند كه اين روايت ربطى به قاعده فراغ ندارد؛ و آن تعبير اين است كه امام عليه السلام مىفرمايد: «وكان يقينه حين انصرف أنّه كان قد أتمّ ...»؛ يعنى شخص هنگام انصراف از نماز، يقين داشت كه نمازش را تمام خوانده است ولى پس از مدّتى شكّ مىكند. با توجّه به اين تعبير، روايت مربوط به قاعده يقين و شكّ سارى مىشود؛
[١]- من مشائخ الصدوق رحمه الله؛ ر. ك: سيّد ابوالقاسم موسوى خوئى، معجم رجال الحديث، ج ١١، ص ٢٥٢، شماره ٧٨٩١.
[٢]- من مشائخ الكلينى رحمه الله؛ ر. ك: سيّد ابوالقاسم موسوى خوئى، معجم رجال الحديث، ج ٢، صص ١٣٤- ١٣٨، شمارههاى ٦٢٣، ٦٢٥، ٦٢٨، ٦٣١ و ٦٣٢.
[٣]- ثقة في نفسه، يروي عن الضعفاء، و صنّف كتباً؛ ر. ك: سيّد ابوالقاسم موسوى خوئى، معجم رجال الحديث، ج ٢، ص ٢٦١، شماره ٨٥٨؛ احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ٧٦، شماره ١٨٢؛ محمّد بن حسن طوسى، الفهرست، ص ٦٢، شماره ٦٥.
[٤]- محمّد بن خالد البرقى، له كتب؛ ر. ك: احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ٣٣٥، شماره ٨٩٨؛ محمّد بن حسن طوسى، الفهرست، ص ٢٢٦، شماره ٦٣٩.
[٥]- العلاء بن رزين القلّاء، ثقة، جليل القدر؛ ر. ك: احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ٢٩٨، شماره ٨١١؛ محمّد بن حسن طوسى، الفهرست، ص ١٨٢، شماره ٤٩٩.