قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٥ - ٣- سيره عقلائيّه
٣- سيره عقلائيّه
بناء و سيرهى عقلا بر اين است كه اگر فاعل و مكلّف مختارى كه عالم به جزئيّات و شرايط مأمورٌبه است، عملى را انجام دهد، بعد از اتمام، آن را عمل تامّ و صحيحى به حساب مىآورند؛ حال، در قاعده فراغ نيز چنين مطلبى ادّعا مىشود؛ بدين صورت كه اگر مكلّف، عملى را انجام داد و بعد از فراغت از آن، شكّ كرد عمل او صحيح بوده است يا نه؟ فراغ از عمل، اقتضاى صحّت عمل را دارد.
در صورت پذيرش اين دليل، بايد بگوييم تعليلى كه در ذيل برخى از روايات ذكر شده- كه به عنوان دليل ششم مورد بررسى قرار مىگيرد- مبنى بر آن كه امام عليه السلام درباره شكّ در صحّت وضو پس از اتمام آن مىفرمايند: «هو حين يتوضّأ أذكر منه حين يشكّ» [١]، ديگر اين تعليل، تعبّدى نخواهد بود كه شارع به عنوان اين كه در مقام تشريع است آن را فرموده باشد؛ بلكه اين تعليل، يك تعليل ارتكازى است و امام عليه السلام نيز در روايت، به مرتكز عقلايى اشاره كردهاند كه مىتواند به عنوان مؤيّد سيره عقلائيه قرار گيرد.
مناقشه در استدلال به سيرهى عقلائيه: براى تحقيق اين مطلب كه آيا سيرهى عقلا مىتواند به عنوان دليل قاعده فراغ مطرح شود يا نه؟ بايد گفت: سيره عقلائيه از دو حال خارج نيست:
١) يا سيره عقلائيه تعبّديه است كه لازم نيست عقلا براى آن ملاكى بيان كنند؛
٢) و يا سيره عقلائيهاى است كه نزد عقلا داراى مدرك است.
نظير اين بحث در مورد «اصالة الحقيقة» نيز مطرح است كه آيا اصالة الحقيقة يك اصل لفظى عقلايى تعبّدى است و يا آن كه چنين نبوده و به اصالة عدم القرينة برمىگردد؟ [٢] حال، در ما نحن فيه، اگر فاعل مختار عالِمى فعلى را انجام داد، اين كه
[١]. محمّد بن حسن طوسى، تهذيب الأحكام، ج ١، ص ١٠٥، حديث ٢٦٥؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١، ص ٤٧١، باب ٤٢ از أبواب الوضوء، حديث ٧.
[٢]- ر. ك: شيخ محمّدكاظم خراسانى، كفاية الاصول، صص ٢٣٣، ٢٣٥ و ٢٨٦.