قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١١٨ - الف) روايات قاعده تجاوز
صحيح است، به اين شكّ اعتنا نكند. بنابراين، اين روايت، صريح در شكّ در وجود ركوع- شكّ در وجود جزء- و مورد قاعده تجاوز است؛ و به هيچ عنوان قاعده فراغ از آن استفاده نمىشود.
٢- روايت دوّم نيز شبيه روايت قبل است: «في رجل شكّ بعد ما سجد أنّه يركع؛ فقال عليه السلام: «يمضي في صلاته حتّى يستيقن» [١]. اين روايت نيز در شكّ در وجود ركوع صراحت دارد؛ و حضرت فرمودهاند: به اين شكّ اعتنا نكند تا يقين به عدم انجام پيدا كند.
٣- «في الذّي يذكر أنّه لم يكبّر في أوّل صلاته؛ قال عليه السلام: «إذا استيقن أنّه لم يكبّر فليعد ولكن كيف يستيقن؟» [٢].
نكته اوّل در اين روايت آن است كه منظور از «يذكر أنّه لم يكبّر» شكّ در گفتن تكبيرة الاحرام است؛ يعنى در ذهن شخص اين سؤال خلجان مىكند كه آيا تكبير گفته است يا نه؟ و منظور اين نيست كه شخص يقين مىكند تكبيرة الاحرام نگفته است. كه اگر يقين به عدم تكبير داشته باشد، بايستى نماز را اعاده كند- همانطور كه فرموده حضرت نيز بر اين مطلب صراحت دارد.-
مطلب دوّم نيز آن كه معناى «ولكن كيف يستيقن» اين است كه شخص شاكّ چطور به زودى مىتواند به يقين برسد؟ يعنى رسيدن با سرعت به يقين در مورد كسى كه شكّ در انجام عملى دارد، ممكن نيست.
٤- روايت چهارم، صحيحهى زراره است: «رجل شكّ في الأذان وقد دخل في الإقامة؟ قال عليه السلام: «يمضي». قلت: رجل شكّ في الأذان والإقامة وقد كبّر؟ قال عليه السلام:
«يمضي». قلت: رجل شكّ في التكبير وقد قرأ؟ قال عليه السلام: «يمضي». قلت: شكّ في القراءة وقد ركع؟ قال عليه السلام: «يمضي». قلت: شكّ في الركوع وقد سجد؟ قال عليه السلام:
«يمضي على صلاته». ثمّ قال عليه السلام: «يا زرارة، إذا خرجت من شيء ثمّ دخلت في غيره فشككّ ليس بشيء» [٣].
[١]. همان، ح ٧.
[٢]. همان، ج ٦، باب ٢ از ابواب تكبيرة الاحرام والافتتاح، ص ١٣، ح ٢.
[٣]. همان، ج ٨، ص ٢٣٧.