قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٢٢ - ب) روايات قاعده فراغ
در اين روايت نيز عبارت «ممّا قد مضى» قرينه است بر اين كه مراد، از شكّ، شكّ در صحّت كلّ است؛ بنابراين، ذيل روايت، قرينه مىشود كه روايت فوق مربوط به قاعده فراغ است.
٤- «رجل شكّ في الوضوء بعد ما فرغ من الصلاة؛ قال عليه السلام: «يمضي على صلاته ولا يعيد» [١].
شخصى بعد از آن كه نماز تمام مىشود، در وضو شكّ مىكند؛ به اين معنا كه شكّ مىكند آيا قبل از نماز وضو گرفته است يا خير؟ حضرت عليه السلام در پاسخ مىفرمايند:
نبايد به شكّش اعتنا كند؛ نمازش صحيح است و اعاده لازم نيست.
اين روايت نيز صراحت در قاعده فراغ دارد؛ چرا كه شكّ بعد از فراغ از عمل حاصل شده است.
٥- صحيحهى زراره: «قال عليه السلام: إذا كنت قاعداً على وضوءك، فلم تدر أغسلت ذراعيك أم لا؟ فأعد عليهما؛ فإذا قمت من الوضوء وفرغت منه وقد صرت في حال اخرى في الصلاة أو غيرها، فشككت فلا شيء عليك» [٢].
آنچه در مورد اين روايت، در نظر اوّل معلوم مىشود آن است كه در اين روايت، لفظ «فرغت» آمده، لذا، صحيحهى زراره به روايات باب قاعده فراغ ملحق مىشود؛ همانگونه كه اكثر بزرگان چنين كردهاند. امّا همانگونه كه در مباحث مقدّمى مقام اثبات بيان گرديد، به صرف وارد شدن دو لفظ فراغ و تجاوز در روايت، نبايد بر همان قاعده حمل شود؛ بلكه مىبايست ملاك موجود در آن روايت ملاحظه شود كه آيا مربوط به شكّ در صحّت كلّ مركّب است تا مربوط به قاعده فراغ شود و يا در بردارندهى شكّ در اتيان جزء است كه مورد قاعده تجاوز باشد.
[١]. همان، ج ١، ص ٤٦٨.
[٢]. همان، ج ١، باب ٤٢ از ابواب الوضوء، ص ٤٦٩، ح ١.